تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ترنم لحظه ها

ترنم لحظه ها

اجتماعی.فرهنگی و علمی

شعر « آزار » اثر سيمين بهبهاني:

 

يا رب مرا ياري بده ، تا سخت آزارش کنم
هجرش دهم ، زجرش دهم ، خوارش کنم ، زارش کنم
از بوسه هاي آتشين ، وز خنده هاي دلنشين
صد شعله در جانش زنم ، صد فتنه در کارش کنم
در پيش چشمش ساغري ، گيرم ز دست دلبري
از رشک آزارش دهم ، وز غصه بيمارش کنم
بندي به پايش افکنم ، گويم خداوندش منم
چون بنده در سوداي زر ، کالاي بازارش کنم
گويد ميفزا قهر خود ، گويم بخواهم مهر خود
گويد که کمتر کن جفا ، گويم که بسيارش کنم
هر شامگه در خانه اي ، چابکتر از پروانه اي
رقصم بر بيگانه اي ، وز خويش بيزارش کنم
چون بينم آن شيداي من ، فارغ شد از احوال من
منزل کنم در کوي او ، باشد که ديدارش کنم
 


جواب ابراهيم صهبا به سيمين بهبهاني :

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |

دعای ماه رجب

بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
به نام خداى بخشاينده مهربان
يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ وَ آمَنُ سَخَطَهُ
 اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش


عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا
در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى ) بسيار در برابر (طاعت ) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى


مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى
كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من


بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى
به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من


بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ
به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و


وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ
بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار 


 يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ
 اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت


وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ
و جود اى صاحب بخشش و عطا، حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ.

مولوی

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |
 

اين روزها دو ميليون توريست، از سراسر دنيا،با بلور و شلوار سفيد و يک دستمال گردن قرمز، به مدت 9 روز شهر پامپلونا را در تسخير خود خواهند داشت.
دويست ساعت جشن، بدون انقطاع در جريان هست، تا هر لحظه از شبانه روز که اراده کني،بتواني به آن بپيوندي.
روز هفتم از ماه هفتم ميلادي، روز سن فرمين هست. ولي مراسم بطور رسمي از 12 ظهر روز ششم ماه جولاي شروع ميشود.به اين شکل که همه مردم با لباس سفيد و دستمال گردن قرمز که به مچ دست يسته ميشود، در ميدان شهرداري چمع ميشوند و سر ساعت دوازده ظهر، يکي از مسولين، موشکي را به هوا ميفرستد و با گفتن جمله " سن فرمين مبارک باد " جشن را افتتاح ميکند.آنگاه همه دستمال گردن ها را بصورت 3 گوش در هوا نگه ميدارند و فرياد شادي سر ميدهند.

سپس باراني از شامپاين و شراب قرمز که براي اين روزها تهيه شده، بر سر و روي همديگر ميپاشند، آنقدر که تقريبن همه لباسها صورتي ميشود.


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |



  Kate Bernadette Benedict


Gulf Coast Gothic

The northern winter got to them, got into every pore and bone.
They traveled to Florida to get it out of them
and it was warm there all right,
the sun rose and set as in the brochures,
the waters of the gulf were tepid and placid and green.
Still they were restless.
He lost his wallet in a coffee shop and set to brooding.
She got seasick on a tour boat.
Soon they didn’t care to leave the hotel.
Silent, on their terrace, they scanned the gulf with binoculars.
Brown pelicans roosted on brown pilings,
a brown cloud extended a brown threat.
A rum and Coke and a rum and Coke
didn’t brighten their mood any.

At last they decided to go somewhere, somewhere marshy
where cicadas would chirrup in dense grasses
and large pink birds would each stand tall on one long gracile leg.
And maybe there’d be wooden walkways
meandering in enigmatic mangroves.
So they took off in their rented coupe to a place
listed in a guidebook: Amazing Edenglades Evergardens.
He drove; she read a roadmap and watched for signs.
It took longer than they’d augured, but they found the place.

They paid a fee and walked into a maze of pavement—
blinding pavement, shimmying with heat.
There wasn’t a flower or a frond in sight, not one fresh thing.
All around were concrete pools the size of wading pools.
Some were painted venous blue, others an arterial garnet.
Lolling in each pool, filling it entirely, was what you might imagine,
a being with slime for skin and a torpid, hooded eye.
The human couple held hands and stood there,
unable to move forward, unable to retreat.
An atavistic steam closed in on them, a smell like no other,
and somewhere near, a different creature, attenuated, quick,
rattled its enormous cage and shrieked.
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |
Matthew Arnold


A Dover Duet As fractured by Jan D. Hodge

I brought you to Dover to tell
you, my dear, that I'm caught in the spell
        of an infinite rue,
        but that we must be true
though the world’s headed swiftly to hell.

                            * * * * *
Do you plan to keep talking till dawn?
Your monody’s making me yawn.
        I really don’t care
        about your despair.
Get over it, guy, or I’m gone!

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |

 

پارک المپیک پکن

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |
 

چرخش نگاه باکمی صبر!

 

 

شیوانا درراه مدرسه ازکناردرختی می گذشت. مرد جوانی را دید که تنها به درخت تکیه داده وبه خورشید درحال غروب می نگرد. شیوانا کنارمرد نشست ومسیرنگاهش راتعقیب کردوآهسته زیرلب زمزمه می کرد: الان همه فرشته ها آرزو دارند که مثل ما آدم ها فرصت زندگی داشتند و می توانستند دمی به افق این آسمان زیبا خیره شوند. ای خوشبخت تر از فرشته ها این جا چه می کنی؟مرد جوان لبخند تلخی زد وپاسخ داد: شکست سختی را در زندگی تجربه کرده ام . تقریبا همه چیزم را از دست دادم و بعد ازایام شادی آسایش سخت ترین لحظات را تجربه کردم. باخودم فکر می کنم آیا  دوباره  روشنایی به زندگی من بر می گرد؟

شیوانا با انگشتانش به دور دست ترین نفطه آسمان جایی که خورشید غروب می کرد اشاره کرد و گفت :آن جا آن دورها جایی است که الان خیلی ازآدم های نا موفق و شکست خورده هم زمان دارند به آن نقطه آسمان نگاه می کنند.بعضی  از آنها  دیگرامیدی به طلوع خورشید ندارند.این ها همان هایی هستند که فردا نا امید تر و مایوس تر از امروزند.اما عده ای دیگر هستند که می دانند برای دیدن خورشید کافی است کمی صبر و تحمل داشته باشند و در کنار شکیبایی باید جهت نگاهشان را هم عوض کرده و به سمت مخالف غروب چشم بدوزند ،یعنی به سمت شرق که خورشید طلوع  میکند خیره شوند و منتظر طلوع فجر در سپیده دم باشند.

اگر تو می خواهی  همین جا بنشینی و فقط در سمت غروب منتظر طلوع و روشنایی باشی باید به تو بگویم که این امر محقق نخواهد شد و اگر خیلی خوش شانس باشی فردا همین موقع دوباره شاهد غروب خورشید خواهی بود.

اما اگر رویت را به سمت مقابل غروب یعنی به سمت طلوع  آفتاب بر گردانی و کمی صبر و امید داشته باشی  خواهی دید که به زودی  خورشید با زیباترین جلوه هایش،آسمان را پر خواهد کرد.اگر می خواهی روشنایی را ببینی  چشمانت را از این سمت غم افزا بر گردان و به سمت افق دیگری خیره شوو صد البته کمی هم صبر داشته باش!

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |

چقدر یه شکست تو زندگیت مهمه؟؟آیا باعث شکوفاییت میشه یا این که باعث میشه که نا امید بشی و دست از تلاش برداری..

 
 
 

 
 
 
 

ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |

Dianalee Velie

is a graduate of Sarah Lawrence College, and has a

Mrs. Wakefield After the short story Wakefield by E.L. Doctorow

Did he think I couldn’t see him, hiding above the garage?

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |

Laura McCullough

has two collections of poetry, What Men Want (forthcoming from XOXOX Press) and The Dancing Bear (Open Book Press 2006), as well as a chapbook of prose poems, Elephant Anger (Mudlark). 

She has won two New Jersey State Arts Council Fellowships, one in prose and one in poetry, and a partial scholarship from the Vermont Studio Center.  She has also been a Prairie Schooner Merit Scholar in Poetry and has served, on the staff at Bread Loaf.

Among her publishing credits are Prairie Schooner, Gulf CoastNimrodBoulevard, The Portland Review, and other journals.


—Back to Orsorum Contents/Issue Links—

 

There’s nothing in the eyes to distinguish
between bifurcated genders, all eyes round
regardless of the face they’re found in, race
and gender taxidermist’s tricks. Like the toy
maker in Blade Runner, godless and amazed,
then the android, devoid of empathy, lifts an
eyeball from a saline-protein broth and rolls
it jelly-like between his indifferent fingers
until . . . you fill in the ellipsis. Genderqueer,
Pansexual or Omni- or A-, it doesn’t matter.
I hunt you down for your secret third way,
the rejection of myth, mythological seeds
in the pocket any Johnny can sow, removed
from their indigenous landscape, sure to be
invasive elsewhere. But in this light, your
eyes are beautiful. Hold one hand, palm
out, show me what is stuck there, what grows. And
be careful now, close that hand breastbone-
solid, and listen for what breathes around us.



نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 11 AM توسط سعیده سرایدار| |
شهادت امام دهم ما شیعیان حضرت امام علی النقی علیه السلام بر همه پویندگان راهش تسلیت باد
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9 PM توسط سعیده سرایدار| |
الكليسم‌ عبارت‌ است‌ از وابستگي‌ فيزيولوژيك‌ (جسماني‌) و رواني‌ به‌ الكل‌، كه‌ موجب‌ بروز بيماري‌هاي‌ .......

ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 9 PM توسط سعیده سرایدار| |
10قانون موفقیت در زندگی
اين مقاله حاصل تأملات و تجارب يك روانشناس بالینی در مورد اصول و یا قواعد لازم برای رسیدن به اهداف و خواسته‌ها است.
1 - چیزی را که خواهان آن هستید، یا موفق به کسب آن می‌شوید و یا موفق نمی‌شوید. پس حداکثر سعی خود را بکنید تا جزء افرادی باشید که موفق می‌شوند.

 - تشخیص افرادی که می‌دانند که چه کاری برای رسیدن به خواسته‌شان باید انجام دهند و برنامه مشخصی برای این کار دارند، کار مشکلی نیست.

برای موفق شدن در هر کاری ابتدا باید اطلاعات لازم برای رسیدن به خواسته‌تان را جمع‌آوری کنید. این اطلاعات و مهارت‌ها برای موفقیت شما ضروری هستند. با کسب آمادگی لازم برای این کار، سعی کنید چگونگی بازی و قواعد آن را پیدا کنید.

 - برنامه‌ریزی و جمع‌آوری اطلاعاتی که در مورد خودتان یا افرادی است که با آنها سر و کار دارید و یا اطلاعاتی درباره شرایط و وضعیت موجود است.

 2 – شما خود به‌وجود آورنده تجربه‌هایتان هستید پس خودتان باید مسئولیت زندگی‌تان را بپذیرید.

 - شما نمی‌توانید از مسئولیت اینکه چرا و چگونه زندگی‌تان این‌گونه است شانه خالی کنید.

- هرگز نقش یک قربانی را بازی نکنید و از وقایع گذشته برای خود بهانه سازی نکنید.

- هر انتخابی که می‌کنید مثلاً انتخاب افکاری که به آن می‌اندیشید، دارای نتایج و عواقبی هستند. زمانی که شما رفتار یا فکر خاصی را انتخاب می‌کنید در حقیقت خود شما، نتایج و عواقب آن را انتخاب کرده‌اید.

 3 - مردم کاری را انجام می‌دهند که نفع یا سودی برایشان داشته باشد، بنابراین مشخص کنید که رفتار شما چه منافعی برای‌تان دارد و یا رفتار دیگران چه منافعی برای‌شان دارد؟

- حتی بدترین رفتارهای ممکن هم، منافعی دارند زیرا اگر از رفتاری که می‌کنید هیچ سود و منفعتی عایدتان نمی‌شد، مسلماً آن رفتار را انجام نمی‌دادید.

 - منافع حاصل از یک رفتار بخصوص را مشخص کنید، چون شما نمی‌توانید رفتاری را ترک کنید مگر اینکه از منافع حاصل از آن رفتار آگاهی پیدا کنید.

- دقت کنید که ممکن است رفتار شما به خاطر ترس از طرد شدن باشد. مسلماً تغییر نکردن کار آسان‌تری است، ولی شما باید سعی کنید چیزهای تازه و نویی را امتحان کنید و یا در مسیر جدید گام بردارید.

 4 - تا به وجود مسئله‌ای اقرار و اعتراف نکرده باشید نمی‌توانید آن‌را تغییر دهید. پس سعی کنید در ارتباط با زندگی و افراد، با خودتان صریح و شفاف باشید.

 - اگر نخواهید و یا نتوانید که آگاهانه به رفتارهای منفی، ویژگی‌های شخصیتی و الگوهای زندگی‌تان اقرار و اذعان داشته باشید، پس نمی‌توانید آنها را تغییر دهید.

 - اقرار و اعتراف کردن به چیزی، در حقیقت سیلی‌زدن به خودتان به هنگام مواجهه با واقعیت است و این که شما هزینه و تاوان هر کاری را می‌پردازید، به خودتان دروغ نمی‌گویید، انکار نمی‌کنید و حالت تدافعی هم نمی‌گیرید.

 - شرایط و موقعیت فعلی شما چیست؟ اگر می‌خواهید برنامه‌ریزی درستی برای زندگی‌تان داشته باشید، پس باید موقعیت و شرایط فعلی زندگی‌تان را به طور شفاف و روشن مشخص کنید. زندگی شما برای تغییر کردن، در وضعیت خیلی بدی نیست و خیلی دیر هم نشده است.

 5 - در زندگی به عمل شماست که پاداش داده می‌شود، پس تصمیمات‌تان را با دقت اتخاذ کنید و سپس عمل کنید و به ياد داشته باشید که به افکار بدون عمل در این جهان اهمیتی داده نمی‌شود.

 - آگاهی، درک و درایت خود را به فعالیت‌های هدف‌دار، بامعنی و سازنده مبدل کنید زیرا در غیراین‌صورت ارزشی نخواهد داشت. خود و دیگران را بر اساس خواسته‌ها و یا گفته‌ها ارزیابی نکنید بلکه بر اساس عملکرد ارزیابی کنید.

 - برای اینکه از وضعیتی که در حال حاضر در آن به سر می‌برید، خارج شده و به جایی که می‌خواهید برسید، سختی و زحمت را تحمل کنید.

 - در نظر داشته باشید که این ریسک را به خاطر خودتان است که می‌پذیرید چون قرار نیست رویاهای شما از بین بروند.

 6 - آنچه هست، واقعیت محض نیست، بلکه فهم و درک ما از آن واقعیت است که وجود دارد. پس پنجره‌ها یا دریچه‌هایی را که شما از طریق آن به این دنیا نگاه می‌کنید بشناسید و گذشته خود را بدون اینکه کاملاً تحت کنترل آن قرار گیرید، بپذیرید.

 - شما فقط از طریق فهم و درک خودتان است که این دنیا را می‌شناسید و تجربه می‌کنید و توانایی این کار را نیز دارید که خودتان چگونگی درک خود را از هر واقعه‌ای، انتخاب کنید.

- چون همه ما دنیا را از طریق پنجره‌های شخصی خودمان می‌بینیم، این امر بر چگونگی تعبیر و تفسیر ما از وقایع و پاسخ‌های ما و پاسخ‌های داده شده به ما تاثیر می‌گذارد. بنابراین عواملی را که بر نوع و طرز نگاه شما موثر هستند، بشناسید تا بتوانید عکس‌العمل مناسبی در برخورد با آنها نشان دهید.

 - این پنجره‌ها و یا دریچه‌های شخصی، ترکیبی از عقاید ثابت و یا افکار منفی است که در نوع نگاه و دیدگاه شما، وجود دارند.

 - اگر با بررسی و ارزیابی دیدگاه‌های قبلی، نظام افکار و عقاید خود را مجدداً سازماندهی کنید، درک و بینش جدیدی بدست خواهید آورد.

7 - زندگی، مدیریت کردن است پس یاد بگیرید که مسئولیت زندگی‌تان را به عهده بگيريد.

 - شما مدیر زندگی خودتان هستید که هدفتان، اداره کردن زندگی به نحوی است که نتایج خوبی در برداشته باشد.

 - مدیریت موثر زندگی به این معنی است که شما در مرحله آماده شدن برای رسیدن به هدفتان، در کنترل خود، در کنترل احساسات، در مواجهه با سایر افراد، در مرحله اجرا، در مواجهه با ترس و سایر ابعاد، بیش از پیش به خودتان نیاز دارید و بایستی با حداکثر تعهد، سرعت و هدایتی که می‌توانید انجام دهید.

 - کلید مدیریت زندگی، داشتن یک استراتژی است. اگر شما برنامه‌ای روشن و شفاف و همچنین شجاعت، تعهد و انرژی لازم برای این استراتژی را داشته باشید، موفق خواهید شد.

 8 - ما به مردم یاد می‌دهیم که چگونه با ما رفتار کنند. پس به جای شکایت کردن، مسئولیت طرز رفتار مردم را با خودتان به عهده بگیرید.

 - شاید به مردم یاد داده باشید که چگونه با شما احترام‌آمیز رفتار کنند و شاید این کار را نکرده باشید. این بدین معنی است که شما تا حدی مسئول رفتار نامناسب دیگران با خودتان هستید.

 - اگر مردم رفتار نامناسبی با شما دارند، ببینید که شما چه کاری انجام داده‌اید که آن رفتار را تقویت کرده و یا باعث آن رفتار شده است؟

 - چون مسئولیت با خودتان است‌، می‌توانید در هر موقع و برای هر مدتی رابطه‌تان را بازبینی کنید.

 9 - نیرو و انرژی زیادی در بخشش وجود دارد، پس چشمان خود را باز کنید و ببینید تحت تاثیر کدام خشم یا کینه‌ قرار گرفته‌اید. نیرو و انرژی خود را از کسانی که باعث رنجش شما شده‌اند بازپس بگیرید.

 - تنفر، عصبانیت و کینه، ویران‌کننده هستند و باعث تضعیف و تحلیل قلب و روح انسان می‌شوند که قطعاً با آرامش درونی و احساس شادی منافات دارند.

 - بخشش شما را از تنفر، عصبانیت و کینه رها می‌سازد. تنها راه خلاصی از اثرات منفی رابطه‌ای که موجب ناراحتی و رنجش شما شده است، کمک گرفتن از اخلاقیات و بخشش کسانی است که موجب ناراحتی و آزردگی شما شده‌اند.

 10 - قبل از اینکه چیزی را بخواهید باید اسم آن را بدانید، پس به وضوح مشخص کنید که چه می‌خواهید.

 - از اهداف اصلی زندگی‌تان تا خواسته‌های روزمره‌تان‌، لازم است بدانید که چه می‌خواهید.

- با تعریف دقیق اهداف‌تان، انتخاب‌های شما جهت‌دار خواهد شد و خواهید توانست رفتارها و انتخاب‌های لازم را برای رسیدن به اهداف‌تان، مشخص کنید.

 - برای رسیدن به آنچه که می‌خواهید، شهامت لازم را داشته و واقع‌بین باشید. البته فقط در صورتی که خود را لایق و مستحق آنچه می‌خواهید، بدانید، شهامت لازم را کسب خواهید کردید.

نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |

5 نكته براي رسيدن به تفاهم
در دهه گذشته، بالاترين ميزان طلاق در جهان از آن آمريكا بوده است. در كشور ما نيز طلاق به‌ويژه در كلان شهرها رو به فزوني نهاده است.
 اين مقاله تلاش مي‌كند با بهره‌گيري از شيوه‌اي علمي چگونگي روابط شخصي همسران را در شرايط حاد و بحراني مورد بررسي قرار ‌دهد.

 ***

تنها گروهي از محققان مطالعات دقيقي نه‌فقط درباره همسراني كه روابط صميمي و سعادتمندي با هم ندارند، بلكه درمورد زندگي زوج‌هاي خوشبخت انجام داده و سعي در كشف و شناخت تفاوت‌هاي اصلي بين اين2گروه از زوج‌ها كرده‌اند.

 يكي از پيشگامان فعاليت در اين عرصه، دكتر هاوارد مارك من، استاد روان شناسي در دانشگاه دنور و سرپرست مركز مطالعاتي در امور و مسا ئل زناشويي و خانوادگي است.

كتاب او به نام « ما موفق مي‌شويم: شناخت اختلافات زناشويي» كار مشتركي است با دكتر كاليفرد ناتس ريس، استاد روان‌شناسي در دانشگاه واشنگتن دي.سي و سرپرست مركز روان‌شناسي خانوادگي. متن زيربه بيان گوشه‌هايي از اين كتاب مي‌پردازد.

واقعيت‌هايي وجود دارد كه دانستن آنها براي همه همسران ضروري است تا بتوانند زندگي زناشويي خود را حفظ و تداوم بخشند يا زندگي زناشويي نا موفق خود را اصلاح و باز‌سازي‌ كنند.

 اين واقعيت‌هاي ساده به شما كمك مي‌كنند در مواقعي كه زندگيتا ن دستخوش مشكلات شده و آشفتگي نا شي از اين مشكلات به روابط نزد يك شما با همسرتان آسيب رسانده، تصميمات درستي اتخاذ كنيد.

 1 - هر رابطه‌اي گنجينه‌اي از اميد‌ها و آرزوهاست: تحقيقات ما نشان مي‌دهد كه مخرب‌ترين نبرد‌ها و كشمكش‌ها با نيات خير شروع مي‌شوند. اين نيات خير پايه و اساس گنجينه‌اي از اميد‌ها وآرزوها ي نهفته‌اي را پي مي‌ريزند كه براي رسيدن به روابط شادي بخش و سعادتمند كافي هستند. از نيات خير و گنجينه اميد‌ها و آرزوهاي نهفته در آنها بهترين استفا ده را ببريد.

 2 - ما تحقيقات خود را با اين فكر شروع كرديم كه كشف تفاوت‌ها در زوج‌هاي موفق و ناموفق كار ساده‌اي است. اما اين حقيقت نيز روشن شد كه تفاوت‌هاي مشخص و قابل‌توجهي در ميان هست كه مي‌توان آنها را كوچكتر يا كم‌اهميت‌تر كرد.

 طبيعت انسان هرچه كه باشد چون بيشتر ما در روابط خود مشكل داريم بر اين گمان هستيم كه تغييراتي را بايد همسرمان ايجاد كند و نه خود ما. اما غالبا متوجه نيستيم كه ما كنترلي بر رفتار همسرمان نداريم و درنتيجه چنين نا آگاهي دچار نوميدي مي‌شويم ؛ نوميدي درباره بهبود روابطمان اما اگر او تغيير كند، همه چيز بر وفق مراد خواهد شد .

 البته موفقيت ما زماني است كه به اين واقعيت برسيم كه با ايجاد كمترين تغيير در خود مي‌توانيم تأثير بزرگ و تغييرات مثبتي به وجود آوريم تا ما را نسبت به همسرمان خوشبين‌تر و پذيراتر كند.

 - در روابط خود با همسرتان از عبارات و كلمات محبت‌آميز و محترمانه استفاده كنيد.

- هنگام گردش و پياده روي دست در دست او و همگام با او گام برداريد و همراه خوبي برايش باشيد.

 - هنگام عصبانيت از كلمات و عبارت‌هاي ناخوشايند و آزاردهنده استفاده نكنيد.

 3 - آنچه موجب اختلاف بين زوج‌ها مي‌شود، مشكلات نيست بلكه نحوه بر خورد با مشكلات است كه مسئله‌ساز مي‌شود. بسياري از همسران تصور مي‌كنند كه اختلافات موجود در روابطشان معلول تفاوت‌هايي است كه با همسرانشان دارند.

 بار‌ها و بار‌ها چنين سخناني را از زبان بسياري از زن و شوهرها شنيده‌ايم: ما با هم تفاهم نداريم؛ همسرم به بيرون رفتن علاقه دارد، ولي من دوست دارم در خانه بمانم، يا زنم زود مي‌خوابد، اما من شب‌زند‌ه‌داري را دوست دارم. اين گونه استد لال‌ها، تلاش‌هاي معقول و قابل‌قبولي براي توجيه ناكامي‌هاست.

 اما زن و شوهر‌هايي كه روابط موفق و شادمانه‌اي با هم دارند، به‌جاي پرداختن به موضوعاتي كه درمورد آنها اتفاق نظر دارند يا ندارند، بيشتر مي‌كوشند تا مهارت‌هاي شنيداري خوبي در خود ايجاد كنند. چنين مهارت‌هايي هيچ گو نه نقش يا تا ثيري در از ميان برداشتن اختلافات، توافق اجباري يا تحميلي يا پند و اندرز دادن به يكديگر ندارند.

 لازمه داشتن مهارت‌هاي شنيداري، شناخت و پذيرش تفاوت‌هاي شخصيتي و ذوق و سليقه فردي است. داشتن يك شنونده خوب يعني داشتن يك دوست خوب. در يك رابطه زناشويي موفق هر يك از 2 طرف، ديگري را دوست خوبي براي خود مي‌داند و نه يك قاضي يا مشاور.

4 - همسران در مبارزه با يكديگر از سلاح‌ها ي متفاوتي استفاده مي‌كنند، اما از جراحات مشابهي رنج مي‌برند. آنان نه تنها از زخم‌هاي مشابهي رنج مي‌برند بلكه سعي در حفظ و تداوم آنها دارند تا به اين وسيله به همان اهداف، تأييد‌ها، حمايت‌ها، و عشق و محبتي كه نياز دارند برسند.

وقتي زن و شوهر‌ها سعي مي‌كنند تا مشكل موجود در روابط خود را پيدا كنند معمولا به جاي اين كه آن اهداف نهايي را كه 2 طرف به شدت طا لبشان هستند مورد برسي و مطالعه قرار دهند، بيشتر به سوي همان سلاح يا حربه هميشگي خود مي‌روند.

 ما وقتي تحقيق خود را بر اهداف مشتركي كه زن و شوهرها در روابط خود دارند متمركز كرديم، توانستيم تصورات غلط متداولي را كه زنان و مردان هنگام ازدواج در باره تفاوت‌هاي زن و مرد دارند، آشكار ‌سازيم.

 5 - برخلاف اين عقايد سنتي كه مردان در داشتن روابط صميمي مشكل دارند و زنان معمولا تمايل به واكنش شديد دارند، هر 2 جنس در تمايلات خود براي داشتن روابط صميمانه با يكديگر تفاوت نا چيزي دارند.

 بنا بر دلايل متعدد، هم از نظر زيست‌شناسي و هم از لحا ظ فرهنگي، مردان در كنترل و حل و فصل اختلافات لحظات دشواري را مي‌گذرانند، حا ل آن كه براي زنان تحمل سردي روابط عاطفي مشكل‌تر است.

مردم بايد ياد بگيرند كه چگونه كشمكش‌ها، عصبانيت‌ها و اختلاف نظر‌هاي خود را كه در همه روابط وجود دارند يا به وجود خواهند آمد، حل و فصل كنند نه اين كه براي داشتن روابط زناشويي موفق، مدام به فكر ازدواج مجدد باشند.

 متأسفانه، زن و مرد وقتي زندگي مشترك خود را شروع مي‌كنند، هيچ گونه اطلاع يا توافقي بر سر قوانين يا مهارت‌هاي لازم در بر خورد با احساسات منفي شديدي كه در زندگي زنا شويي پيش مي‌آيد و اجتناب نا پذير هم هستند، ندارند.

هنگام بروز اختلاف و ندانستن چنين قوانين و مهارت‌هايي، زن و شوهرها غالبا متوسل به رويا رويي و انتقاد‌هاي مستقيم مي‌شوند. چنين شيوه بر خوردي مي‌تواند به طرف مقابل آسيب جدي برساند.

 همسران به‌جاي اين كه ياد بگيرند خودشان بر اختلاف نظر‌ها و كشمكش‌ها فايق آيند، اجازه مي‌دهند تا اختلافات پيش آمده آنها را تحت كنترل خود گيرند.

نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |
 
عكس هايي از طبيعت لاهيجان
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |
آشنايي با نظام قضايي آلمان
با توجه به اينكه سيستم حكومتي آلمان به صورت فدرالي است، نظام قضايي آلمان را هم بايد در پرتو آن نظام، مورد توجه قرار داد. براين اساس، محاكم آلمان را در 2 سطح فدرالي و ايالتي مي توان در نظر گرفت.

آشنايي با نظام قضايي آلمان

     با توجه به اينكه سيستم حكومتي آلمان به صورت فدرالي است، نظام قضايي آلمان را هم بايد در پرتو آن نظام، مورد توجه قرار داد. براين اساس، محاكم آلمان را در 2 سطح فدرالي و ايالتي مي توان در نظر گرفت.

1-   محاكم در ايالت‌هاي آلمان

          در ايالت آلمان، محاكم بر حسب موضوعات تحت صلاحيت آنها، به 5 دسته تقسيم مي‌گردند كه عبارتند از: دادگاه‌هاي عادي، دادگاه‌هاي كار، دادگاه‌هاي اداري، دادگاه‌هاي مالي و دادگاه‌هاي اجتماعي.

الف ) دادگاه‌هاي عادي (Ordinary  Courts)

         دادگاه‌هاي عادي، خود داراي تقسيم بندي‌هايي نيز مي‌باشند و در مجموع از صلاحيت رسيدگي به امور كيفري و مدني برخوردار هستند. در واقع دادگاه‌هاي عادي به 3 سطح مختلف كه عبارتند از دادگاه‌هاي محلي، دادگاه‌هاي منطقه‌اي و دادگاه‌هاي عالي منطقه‌اي تقسيم مي‌شوند.

1-     دادگاه‌هاي محلي (بخش)

          در هر ناحيه يك دادگاه محلي وجود دارد كه در رابطه با امور مدني، دعاويي در اين دادگاه‌ها قابل طرح هستند كه ميزان خواسته آنها متجاوز از 3 هزار مارك نباشد. در رابطه با امور كيفري نيز، اين دادگاه‌ها صالح به رسيدگي به موارد جنحه و خلاف مانند؛ شهادت نادرست، فحشا، قماربازي، رانندگي در حال مستي، داخل شدن بدون اجازه به منازل و …. مي‌باشند. همچنين دعاوي مربوط به ثبت شركتها ، رسيدگي به ورشكستگي و امور خانوادگي(به جز طلاق) نيز در صلاحيت اين دادگاه‌هاست.

      از نظر تشكيلاتي، اين دادگاه‌ها داراي يك قاضي مي‌باشند و در موارد كيفري و در جرايمي كه حداكثر مجازات آنها 3 سال حبس است ، علاوه برقاضي 2 نفر نيز به عنوان اعضاي هيأت داوري در دادگاه شركت مي كنند.

2-      دادگاه‌هاي منطقه‌اي (شهرستان)

         دادگاه‌هاي منطقه‌اي مدني به آن دسته از دعاوي كه خواسته مالي آنها بيش از 3 هزار مارك است، رسيدگي مي‌كنند و امور كيفري و جزايي غيرازجنحه و خلاف همانند؛ سرقت، قتل، آدم ربايي، ضرب و شتم و تجاوز به عنف نيز در صلاحيت دادگاه‌هاي منطقه‌اي كيفري است كه برحسب نوع جرايم متشكل از يك يا 3 قاضي به همراه يك هيأت 2 نفري است . دادگاه‌هاي منطقه‌اي مرجع تجديدنظر دادگاه‌هاي محلي نيز به شمار مي‌آيند.

3-    دادگاه عالي منطقه‌اي (دادگاه تجديدنظر)

         اين دادگاه در هر ايالت، مرجع استيناف آراي محاكم منطقه‌اي مي‌باشد والبته در مورد مسائل كيفري داراي صلاحيت محدودي است. در عين حال براي رسيدگي به مسائل جاسوسي و افشاي اسرار مهم دولتي، اين دادگاه به عنوان دادگاه بدوي رسيدگي‌كننده به موضوع محسوب مي شود. اين دادگاه در هر ايالت داراي يك يا  چند شعبه است كه در امور كيفري بر حسب مورد از 3 تا5 قاضي، و در امور مدني از 3 قاضي تشكيل مي‌گردد.

ب) دادگاه‌هاي كار
        صلاحيت اين دادگاه‌ها رسيدگي به مسائل مرتبط با حقوق كار است و در ايالت‌ها به 2 دسته محلي و منطقه‌اي تقسيم مي‌گردند و دادگاه‌هاي دسته دوم مرجع استيناف آراي دادگاه‌هاي كار محلي مي‌باشند.

ج) دادگاه‌هاي اداري
          اين دادگاه‌ها به تمام مسائل اداري (امور عمومي) به استثناي مسائل اجتماعي و مالي يا اختلاف قانون اساسي رسيدگي مي‌كنند و به 2 دسته دادگاه‌هاي محلي و منطقه‌اي تقسيم مي‌گردند و هر فرد محق است درمواردي كه اقدامات دستگاه‌هاي دولتي مغاير با قوانين باشد و يا در موارد سوء استفاده از قدرت و نقض حقوق مدني افراد، به طرح شكايت و اقامه دعوي در محاكم اداري بپردازد.

        در دادگاه اداري، حتي مسائلي چون اعتراض به عدم قبولي در دوره يا كلاس درسي، خودداري از دادن پروانه ساختمان و محروم ساختن از گواهينامه رانندگي قابل طرح مي‌باشد.

د) دادگاه‌هاي مالي
         اين دادگاه‌ها به تمام مسائل مالياتي و امور مربوط به آن رسيدگي مي‌كنند و در هر ايالت به 2 دسته دادگاه‌هاي محلي و منطقه‌اي تقسيم مي‌گردند.

هـ) دادگاه‌هاي اجتماعي
        اين دادگاه‌ها نيز در ايالات، به 2 دسته دادگاه‌هاي محلي و دادگاه‌هاي عالي اجتماعي تقسيم گشته و صلاحيت رسيدگي به تمام امور مربوط به تأمين اجتماعي، بيمه بيكاري و بازنشستگي به لحاظ نقض عضو و معلوليت ناشي از جنگ را دارا مي‌باشند.

       علاوه بر دادگاه‌هاي فوق، در بيشتر ايالات آلمان (آلمان داراي 16 ايالت مي‌باشد) دادگاه ويژه‌اي تحت عنوان دادگاه عالي قانون اساسي ايالتي وجود دارد كه به مسائل مربوط به قانون اساسي در ايالت مزبور، رسيدگي مي نمايد و از نظر تشكيلاتي همانند دادگاه‌هاي دعاوي است.

2-    محاكم فدرال

در سطح فدرال نيز دادگاهها تقريباٌ به همان صورتي هستند که در سطح ايالات مي باشند، اما به طور کلي آنها را به 2 بخش مي توان تقسيم نمود يکي دادگاههاي قانون اساسي فدرال و ديگري دادگاههاي فدرال است که شامل 5 دادگاه مي باشد.

الف ) دادگاه قانون اساسي فدرال

       اين دادگاه، عالي ترين مرجع رسيدگي قضايي در آلمان است و حافظ و نگهبان قانون اساسي كشور آلمان محسوب مي‌شود و صلاحيت آن، رسيدگي به اختلافات بين دولت فدرال و ايالات يا اختلافات ايالات با يكديگر مي باشد. همچنين تفسير قانون اساسي، اظهارنظر در خصوص تطبيق قوانين فدرال با قانون اساسي يا قوانين ايالات و اصولاً هرگونه اختلافي درخصوص حقوق و وظايف دولت فدرال و ايالات به ويژه در مورد اجراي قوانين فدرال در ايالات و يا نسبت به اعمال حق نظارت از طرف دولت فدرال به عهده آن دادگاه است. به علاوه، اين دادگاه يگانه مرجعي است كه مي‌تواند نسبت به انحلال يكي از احزاب كه عليه قانون اساسي، استقلال و حكومت جمهوري فدرال فعاليت كرده باشد، اقدام لازم به عمل آورد و افزون برآن هريك ازشهروندان مي توانند در مواردي كه نسبت به راي صادره از طرف محاكم پايين‌تر در رابطه نقض حقوق اساسي‌شان توسط دستگاه‌هاي اداري شاكي باشند، به اين دادگاه مراجعه و تقاضاي رسيدگي مجدد نمايند.

     دادگاه قانون اساسي داراي 2 شعبه و هريك داراي 8 قاضي است و اعضاي آن توسط مجلس ملي فدرال (بوندستاگ) و مجلس ايالات (بوندسرات) انتخاب مي‌شوند. مدت خدمت آنها 12 سال و غير قابل تجديد مي‌باشد.

 ب) دادگاه هاي فدرال

          دادگاه‌هاي فدرال آلمان عبارتند از:

        1-   دادگاه عالي فدرال

       مقر آن در كار لسروهه است و عالي‌ترين مرجع پژوهش آراي صادره از محاكم عالي به شمار مي‌آيد. همچنين اين دادگاه، داراي صلاحيت اصلي براي رسيدگي به موارد كشتار جمعي، خيانت و آن دسته از جرايم سياسي كه موجب به خطرافتادن امنيت كشور است. مي‌باشد. دادگاه عالي فدرال داراي14 شعبه است كه 9 شعبه آن به امور مدني و 5 شعبه به امور كيفري اختصاص دارد.

2-   ديوان عالي اداري فدرال

         اين دادگاه كه محل آن در برلين است، بالاترين مرجع استيناف آراي تمام محاكم اداري منطقه‌اي است.

3-   دادگاه عالي مالي فدرال

        اين دادگاه كه محل آن در مونيخ است، مرجع استيناف آراي محاكم مالي منطقه‌اي محسوب مي‌شود و صلاحيت آن مربوط به ماليات، عوارض گمركي و مانند آنهاست.

4-   دادگاه عالي كار فدرال

        در شهر كاسل واقع شده است و مرجع پژوهش دادگاه‌هاي كار منطقه است.

5-   دادگاه عالي اجتماعي فدرال

           در شهر كاسل واقع شده است و مرجع استيناف دعاوي بيمه‌هاي اجتماعي است. به طور كلي بايد گفت: سيستم تجديدنظر در آلمان پيچيده است و قانون، امكانات متعددي را براي تجديدنظر در آرا پيش بيني كرده است.

ديگر دادگاه‌هاي فدرال
       براساس ماده 96 قانون اساسي آلمان، دولت فدرال قادر است علاوه بر 5 دادگاه قبلي. محاكم زير را نيز برحسب مورد و شرايط ايجادنمايد:

الف) دادگاه فدرال درخصوص مقررات مربوط به مالكيت صنعتي

ب) دادگاه فدرال كيفري نظامي

ج) دادگاه‌هاي عالي پژوهش در رابطه با موارد بندهاي (الف و ب)

 كليات

       اقتدار قضايي به عنوان سومين قوه حكومتي در آلمان، در قانون اساسي تضمين شده است. اصل 92 قانون اساسي اعلان مي‌دارد كه قدرت قضايي‌ به قضاوت تفويض شده است كه فقط به وسيله دادگاه قانون اساسي فدرال، دادگاه‌هاي فدرال و دادگاه‌هاي ايالات اعمال مي شود. اين امر به عنوان « امتياز انحصاري قضاوت» شناخته شده است. تفكيك انواع دادگاه‌ها را بايد ثمره ماهيت فدرالي كشور، تحولات تاريخي و تدوين قواعد حقوقي در آلمان دانست.

      از اين گذشته، اقتدار قضايي از انواع مختلفي از صلاحيت‌هاي مستقل تشكيل شده است. به طور كلي، احقاق حق افراد به 5 صلاحيت تفويض گرديده كه در بند اول اصل 95 قانون اساسي احصا شده و عبارتند از: «صلاحيت عام» ، « صلاحيت دادگاه‌هاي كار»، « صلاحيت اداري»، «صلاحيت دادگاه‌هاي اجتماعي» و «صلاحيت دادگاه‌هاي مالياتي». در راس هريك از اين صلاحيت ها، يك دادگاه فدرال به عنوان عالي ترين دادگاه فدراسيون و آخرين مرجع تصميم‌گيري قرار دارد كه وظايف اصلي هريك از آنها اين است كه به عنوان محاكمه تجديدنظر نهايي براي دادگاه‌هاي ايالات عمل كنند و همچنين ارائه تفسير واحدي از قوانين و بسط آنها را تضمين نمايند. علاوه بر تفكيك عرضي 5 صلاحيت موجود. يك سلسله مراتب طولي نيز بين محاكم وجود دارد. اصولاً، جريان رسيدگي قضايي از دادگاه‌هاي نخستين آغاز مي‌شود و ممكن است دعوي براي تجديدنظر، اعم از ماهوي و يا شكلي، به دادگاه هاي بالاتر نيز كشيده شود. هر ايالتي به طور مجزا ساختار دادگاه‌هاي خود را براساس مدل عمومي، توصيف شده در قانون اساسي، طرح‌ريزي كرده است. بنابراين، هرايالتي مسئول اجراي عدالت. رسيدگي به صلاحيت و آيين دادرسي خويش است.

       علاوه بر اين، صلاحيت كاملاً تخصصي قانون اساسي نيز وجود دارد كه در آلمان به وسيله دادگاه قانون اساسي فدرال در كارلسروهه و ديگر دادگاه‌هاي قانون اساسي ايالات مختلف اعمال مي‌گردد. صلاحيت قانون اساسي، درسطح ملي، در قوانين آيين‌هاي دادرسي اختصاصي مانند « قانون دادگاه‌ اساسي فدرال» و در سطح ايالات مربوط، در ديگر قوانين مشابه پيش بيني شده است.

       با اين وجود، يك ديوان عالي كاملاً فراگير. مشابه ديوان عالي كشور ايالات متحده آمريكا و يا ديوان عالي سوئيس، اصلاً وجود ندارد.

      علاوه بر اين دادگاه‌هاي فدرال، كه در راس سلسله مراتب هريك از 5 صلاحيت موجود در آلمان  قرار دارند، فدراسيون، محاكم فدرال ديگري را نيز پيش‌بيني كرده كه فقط صلاحيت رسيدگي به امور خاصي را دارند؛ يعني صلاحيت اختصاصي دارند (اصل 96 قانون اساسي). اين محاكم عبارتند از : « دادگاه‌هاي نظامي فدرال» كه به امور انتظامي افراد نظامي رسيدگي به امور انتظامي مقامات فدرال، دادگاه انتظامي قضات، كه به امور انتظامي قضات فدرال رسيدگي مي كند و در نهايت «دادگاه اختراعات فدرال» كه امور مربوط به اختراعات و ثبت آنها را بررسي مي‌نمايد.

       همان طوري كه در بالا هم اشاره شده، تخصصي شدن، ويژگي خاص نظام دادگاه‌هاي آلمان است. مزيت تقسيم محاكم به عرضه‌هاي مختلف حقوقي اين است كه قضات، تجربه و دانش تخصصي لازم را در آن زمينه داشته باشند تا بتوانند كيفيت بهتري از تحقق عدالت واحقاق حق افراد را فراهم آورند. صرف نظر از اين عامل مثبت. يك ايراد نيز بر تخصصي شدن محاكم است و آن هم مشكل انتخاب شعبه يا صلاحيت صحيح، درمورد پرونده‌هايي است كه موضوع آنها با صلاحيت 2 يا چند سلسله از دادگاه‌ها تداخل دارد.

      هرم اين دادگاه‌هاي عمومي با دادگاه هاي بخش در قاعده هرم آغاز مي شود. در ادامه، دادگاه‌هاي منطقه‌اي و در راس هرم نيز  آخرين مرجع تصميم‌گيري؛ يعني دادگاه عالي فدرال،  قرار دارد كه در كارلسروهه واقع شده است.

دادگاه عالي فدرال، به عنوان  عالي ترين دادگاه فدرال، صلاحيت رسيدگي براي سرتاسرجمهوري فدرال آلمان را دارد. دادگاه‌هاي عالي منطقه‌اي، محاكمي ايالتي محسوب مي‌شوند و به عنوان دادگاه‌هايي منطقه‌اي در ايالات صلاحيت رسيدگي دارند. هر ايالتي، حداقل يك دادگاه عالي منطقه اي دارد.

      علاوه بر دادگاه‌هاي عمومي، كه در بالا مورد اشاره قرار گرفت، دادگاه‌هاي ديگري نيز وجود دارند كه به صلاحيت عام ملحق مي‌شوند؛ از جمله دادگاه اختراعات فدرال مونيخ. اگرچه اين دادگاه در سلسله مراتب دادگاه‌هاي عمومي قرار ندارد ولي از نقطه نظر سيستمي به شعبه صلاحيت عام متعلق مي‌باشد. « قانون اختراعات» ، سازمان، اختيارات و آيين رسيدگي اين دادگاه را معين كرده است. دادگاه اختراعات فدرال به پرونده‌هاي مربوط به ثبت اختراع و صدور يا لغو پروانه رسيدگي مي كند. حكم اين دادگاه ممكن است توسط دادگاه عالي فدرال مورد تجديدنظر شكلي قرار گيرد. علاوه بر اين ، شماري از محاكم تخصصي نيز وجود دارند كه صلاحيت رسيدگي به دعاوي مربوط به خدمات عمومي را دارند. اين محاكم صنفي، مشخصاً با مسائل مربوط به كارمندان دولت و نيروهاي نظامي ونيز امور خدماتي و انضباطي حرفه‌هاي حقوقي و ديگر مشاغل سروكار دارند. در نهايت اين كه محاكم داوري نيز براي حل و فصل دعاوي خصوصي، وجود دارند كه به طور وسيعي در حقوق تجارت مورد استفاده قرار مي‌گيرند. محاكم داوري مشمول قانون آيين دادرسي مدني و همچنين تجديدنظر قضايي در مورد مطابقت آراي آنها با قانون هستند (مواد 1027 به بعد قانون آيين دادرسي مدني).

 صلاحيت اداري

          يكي ديگر از انواع صلاحيت‌ها، صلاحيت اداري است كه به منظور حمايت شهروندان در مقابل اقدامات نهادهاي دولتي پيش‌بيني شده است. دادگاه‌هاي اداري به تمام دعاوي حقوق عمومي، مشروط به اين كه توسط قوانين فدرال به سيستم صلاحيت اداري ويژه‌اي اختصاص نيافته باشند، رسيدگي مي‌كنند؛ زيرا ممكن است بعضي از دعاوي مربوط به حقوق عمومي به دادگاه‌هاي اجتماعي يا مالياتي واگذار شده باشند. ساختار ، اختيارات و قواعد رسيدگي دادگاه‌هاي اداري در قانون قواعد رسيدگي دادگاه‌هاي اداري تبيين شده كه نظام اين محاكم را در 3 سطح سازماندهي كرده است. تصميم‌هاي قضايي در مرحله بدوي توسط دادگاه‌هاي اداري اتخاذ مي‌شوند. دادگاه‌هاي بالاتر در مرحله دوم، دادگاه‌هاي عالي اداري هستند و آخرين مرجع تصميم‌گيري نيز دادگاه‌هاي عالي اداري فدرال است كه بنا بر دلايل تاريخي در شهرهاي برلين و مونيخ تشكيل جلسه مي‌دهد. ولي اين دادگاه به زودي در يكي از شهرهاي آلمان شرقي سابق، لايپسيك، نيز تشكيل خواهد شد و اين شهر كه متعلق به ايالت زاكسن است، دوباره جايگاه خود را از مؤسسات حقوقي. به عنوان يكي از شهرهاي برجسته آلمان به دست خواهد آورد.

         دادگاه مرجله دوم و نهايي نيز « دادگاه مالي فدرال» است كه در شهر مونيخ قرار دارد. كار اصلي اين دادگاه‌ها در مورد امور مالياتي است؛ به عنوان مثال، دادگاه‌هاي مالياتي بايد به قانوني بودن تقاضاي مالياتي و يا مجموعه ماليات‌هايي كه براساس قواعد اتحاديه اروپا براي واردات بعضي كالاهاي خاص وضع شده، رسيدگي نمايند. روند رسيدگي دادگاه‌هاي مالياتي شباهت نزديكي به عملكرد دادگاه‌هاي اداري (كه در بالا اشاره شد) دارد. اصحاب دعوا مي توانند شخصاً خود، اقامه دعوا كنند و يا اين كه شخص ثالثي، به نمايندگي از آنها، به عنوان حسابدار، مميز و يا وكيل، طرح دعوا نمايد. نمايندگي توسط مشاور حقوقي و يا هر دستيار حرفه‌اي ديگري- مثل حسابدار و يا ارزياب مالياتي- در محاكم مالي ضروري نيست. اما دوباره در دادگاه مالي فدرال، طرف دعوا بايد يك دستيار حرفه‌اي؛ يعني يك مشاور عالي يا حقوقي ، داشته باشد.

صلاحيت درمورد مسائل قانون اساسي
           صلاحيت رسيدگي به مسائل قانون اساسي در سطح ايالت و فدرال از جايگاه ويژه‌اي درسيستم دادگاه‌هاي آلمان برخوردار است. هرايالتي در آلمان يك « دادگاه قانون اساسي ايالت» دارد كه در بعضي ايالات » ديوان ايالت» نيز ناميده مي شود. اين محاكم قانون اساسي به دعاوي‌اي رسيدگي مي‌كنند كه مبناي قانوني آنها در قانون اساسي ايالت مربوط است.

       صلاحيت رسيدگي به مسائل قانون اساسي در سطح فدرال به وسيله «‌دادگاه قانون اساسي فدرال» كه در كارلسروهه قرار دارد،‌ اعمال مي‌شود. اين دادگاه- كه در سال 1951 تاسيس شده- از اهميت والايي در نظام حقوقي، آلمان برخوردار است. دادگاه قانون اساسي فدرال، عالي‌ترين دادگاه و يكي از قابل احترام‌ترين و قدرتمندترين نهادهاي جمهوري فدرال آلمان است.

صلاحيت و ساختار دادگاه‌هاي مدني
        آيين دادرسي مدني، به عنوان يك نهاد عمومي، دعاوي بين اشخاص خصوصي را تنظيم مي كند. اين تاسيس، به وسيله دادگاه‌هاي ايالات اعمال مي‌شود. لذا آيين دادرسي مدني را مي توان به عنوان اقداماتي قاعده مند و سازمان يافته در سطح ملي و به وسيله دادگاه‌هاي مدني تعريف كرد كه هدف آن اجراي حقوق خصوصي افراد است.

          رسيدگي مدني براساس « قانون آيين دادرسي مدني» صورت مي‌گيرد كه اين قانون را مي توان به دو بخش تقسيم نمود. آيين دادرسي مدني با « رسيدگي ترافعي» كه منتهي به صدور حكم مي‌گردد، آغاز مي شود. اين شيوه در واقع رسيدگي قضايي به حقوق مورد ادعا وشكايات مطروحه در دعواي حقوقي است. مقررات مربوط. از زمان طرح دعواي حقوقي تا صدور يك حكم الزام‌آور قانوني، در كتاب اول تا هفتم آيين دادرسي مدني پيش‌بيني شده است. بخش دوم از روند رسيدگي مدني، » مرحله اجراي حكم است» كه حقوق و ادعاهاي قطعي شده در حكم قضايي را اجرا مي‌كند. اين مرحله  از دادرسي، عمدتاً در كتاب هشتم از قانون آيين دادرسي مدني و – در مواردي كه به حراج اجباري و مستغلات يا توقيف قضايي اموال خوانده مي انجامد -» قانون حراج اجباري و توقيف اموال غيرمنقول»، به عنوان بخشي  از قانون آيين دادرسي مدني ( ماده 861 قانون آيين دادرسي مدني) پيش بيني شده است.

         دادگاه‌هاي منطقه‌اي هر ايالت به يك دادگاه عالي منطقه‌اي ملحق مي شوند. هيات قضات آنها شعب هستند كه هركدام از دوقاضي مستشار و يك قاضي رئيس تشكيل شده‌اند ( ماده 75 قانون قوه قضائيه). علاوه بر اين ، هر دادگاه منطقه‌اي داراي « شعب بازرگاني» نيز مي‌باشد كه فقط صلاحيت رسيدگي به دعاوي تجاري را دارند (ماده 93 قانون قوه قضاييه). اين شعب. مركب از يك قاضي رئيس (قاضي حرفه‌اي) و دو قاضي مردمي هستند. اين قضات مردمي، ممكن است از اعضاي هيات مديره يك شركت و يا از تجار باشند. آنها توسط شعب صنعت و بازرگاني براي دوره‌اي 3 ساله منصوب مي‌شوند.دادگاه‌هاي بخش در زير دادگاه‌هاي منطقه‌اي مربوط قرار مي‌گيرند كه فقط متشكل از قضات واحد هستند (بند اول ماده22 قانون قوه قضائيه).

صلاحيت
        هر دادگاه بايد به اعتبار سمت و مقام خود بررسي كند كه آيا براي رسيدگي به پرونده تسليم شده به او صالح است يا خير. دادگاهي كه فاقد صلاحيت است، مي تواند براساس تقاضاي خواهان، پرونده را به دادگاه صالح انتقال دهد (بند اول ماده 281 قانون آيين دادرسي مدني) و در غيراينصورت ، دعوا غيرمسموع خواهد بود. صلاحيت دادگاه‌هاي مدني، عمدتاً در قانون آيين دادرسي مدني و قانون قوه قضائيه تعيين شده است. قانون انواع مختلفي از صلاحيت را پيش‌بين كرده است؛ به عنوان مثال، « صلاحيت بين المللي» نيز وجود دارد كه صلاحيت دادگاه‌هاي آلمان را براي رسيدگي به پرونده‌هايي كه شامل مسائل خارجي هستند، تنظيم مي‌كند. مقررات ويژه‌اي نيز در معاهدات بين‌المللي دوجانبه يا كنوانسيون‌ها وجود دارند، مانند « كنوانسيون اروپايي صلاحيت واجراي احكام مدني و كيفري». قواعد داخلي آلمان نيز مكمل اين معاهدات و كنوانسيون‌ها هستند. در موارد باقي مانده، صلاحيت بين المللي دادگاه‌هاي آلمان به وسيله قواعد صلاحيت محلي اداره مي‌شود كه در موارد 12 به بعد، همچنين ماده 606 – الف و بنده دوم ماد ه 640 – الف قانون آيين دادرسي مدني، به عنوان قواعدي  براي بعضي پرونده‌هاي خاص مطرح شده‌اند.

      مستاجر و دعاوي مربوط به ازدواج، نسب و نفقه به دادگاه‌هاي بخش، به عنوان دادگاه‌هاي نخستين مربوط مي شوند( مواد23 و23-ب قانون قوه قضائيه). احكام دادگاه‌هاي بخش، توسط دادگاه‌هاي منطقه‌اي مورد تجديدنظر قرار مي‌گيرند (ماده 72 قانون قوه قضائيه).

        امكان توسل به دادگاه يا مرجع بالاتري عليه احكام تجديدنظر شده توسط دادگاه هاي منطقه‌اي وجود ندارد. اما درخصوص پرونده هاي والدين و فرزندان و يا دعواي مربوط به حقوق خانواده. مقررات ويژه‌اي اعمال مي‌شود. تجديدنظر عليه احكام دادگاه‌هاي بخش در اين مورد. توسط دادگاه منطقه‌اي صورت نمي‌گيرد؛ بلكه به وسيله دادگاه عالي منطقه‌اي انجام مي‌شود؛ يعني در جايي كه هيأت ويژه‌اي از قضات- كه سناي خانواده ناميده مي‌شوند- رياست آن را برعهده دارد (بند اول و دوم ماده 119 قانون قوه قضائيه).

        سپس، احكام دادگاه‌هاي عالي منطقه‌اي ممكن است توسط دادگاه عالي فدرال، به عنوان آخرين مرجع رسيدگي ، مورد فرجام خواهي قرار گيرند ( ماده 133 قانون قوه قضائيه).

        دادگاه‌هاي منطقه‌اي مي توانند هم به عنوان دادگاه نخستين و هم تجديدنظر عمل كنند. به عنوان يك قاعده. اين دادگاه‌ها- از جمله شعب بازرگاني- به تمام دعاوي‌اي كه به دادگاه‌هاي بخش واگذار نشده اند، در مرحله بدوي رسيدگي مي كنند ( بند اول ماده 71 قانون قوه قضائيه). بنابراين دادگاه‌هاي منطقه‌اي براي رسيدگي به دعاوي مالي با ارزش بيش از 10 هزار مارك آلمان، دعاوي غيرمالي، دعاوي عليه مقامات مالياتي براسا‌س « قانون خدمات دولتي» و نيز دعاوي‌اي كه شامل هر گونه نقض وظايف قانوني است، صالح هستند(  بند دوم ماده 71 قانون قوه قضائيه).

        شعبه بازرگاني، به تمام دعاوي مربوط به فعاليت‌هاي تجاري رسيدگي مي كند؛ مثل دعاوي مرتبط با حقوق شركتها، دعاوي مربوط به رقابت، بورس سهام و اوراق بهادار، اسناد تجاري يا علايم تجاري.

         تجديدنظر عليه احكام دادگاه‌هاي منطقه‌اي به عهده دادگاه‌ عالي منطقه‌اي است (بند اول ماده 119 قانون قوه قضائيه) ؛ زماني كه در دعاوي مالي، ارزش موضوع دعوا فراتر از 60 هزار مارك آلمان است و يا در دعاوي غيرمالي‌اي كه دادگاه‌هاي عالي منطقه‌اي با توجه به اهميت اساسي پرونده مجوز تجديدنظر صادر مي‌كنند.

منبع : روزنامه ماوي

مختصري از نظام قضايي اتريش

         در نظام قضايي اتريش، 3 سطح مختلف از دادگاه‌ها وجود دارد كه عبارتند از : دادگاه بخش، استان و ديوان عالي كشور. دادگاه بخش به دعاوي مختصر و سبك، دزدي‌هاي كوچك، آسيب‌ديدگي‌هاي كم، توهين و…. رسيدگي مي‌كند. به مسائل حساس‌ترهمانند خيانت سياسي، اختلاس‌هاي سنگين و در واقع بيشتر دعاوي جنايي، دادگاه استان رسيدگي مي‌كند كه متشكل از 2 قاضي و هيأت منصفه است و براي دعاوي مرتبط به قتل نيز دادگاه با 3 قاضي و هيأت منصفه 8 نفره تشكيل مي‌شود.

         ديوان عالي كشور نيز فقط در مورد صحت احكام دادگاه‌هاي بخش و استان و عنداللزوم ابطال آنها رسيدگي و تصميم‌گيري مي‌كند و مركب از 5 قاضي است.

جايگاه دادستان
       در دادگاه‌هاي منطقه‌اي به جاي دادستان، شخصي غيرحقوقي ولي تحت نظارت دادستاني حضور دارد. در دادگاه‌هاي ايالتي، دادستان انجام وظيفه مي‌كند و در ديوان عالي كشور، دادستان كل انجام وظيفه مي‌نمايد. كار دادستان كل اين است كه در تمام محاكمات ديوان عالي كشور شركت كند. دادستان كل، چنانچه متوجه رأي برخلاف قانون و به ضرر متهم شود، به منظور رعايت حقوق بشر مي تواند كل دادرسي را باطل اعلام كند.

         دادستان مي تواند در تمام مراحل بويژه در زمينه نقض قانون مداخله كند. اگر دادستان نسبت به مدارك موجود در پرونده و… شك كند، مي تواند اعمال‌نظر نمايد و تصميم‌گيري نيز به عهده ديوان عالي كشور است. اثر همكاري دادستان كل كشور و ديوان عالي كشور اين است كه قانون به طور صحيح اجرا مي‌شود. در سال 600 الي 800 درخواست تجديدنظر به ديوان مي‌آيد كه يا از طرف متهم و وكيل او و يا از طرف دادستان است. ديوان عالي كشور 57 قاضي دارد كه 7 نفر آنها زن هستند و 2 نفرشان در قلمرو جزايي فعاليت دارند. 60 درصد قضات اتريش زن هستند و از 76 درصد قضات اتريش زن هستند و از 76 قاضي دادگاه ايالتي نيز 25 نفر زن مي‌باشند. ديوان عالي كشور داراي 16 شعبه است كه 5 شعبه به امور جزايي و 11 شعبه به امور مدني رسيدگي مي كند. در كل اتريش يك هزار و 700 قاضي و 300 دادستان وجود دارد.      

منبع : روزنامه ماوي

نوشته شده در شنبه پانزدهم تیر 1387ساعت 8 PM توسط سعیده سرایدار| |
Star
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10 AM توسط سعیده سرایدار| |
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10 AM توسط سعیده سرایدار| |

 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10 AM توسط سعیده سرایدار| |



اول خدا بود خدا ی مهربان .خدا مهر را به مادر داد بعد به پدر . مادر مهر را به فرزند آموخت، اما فرزند خوب یاد نگرفت. مادر از دنیا رفت ،فرزند قدر مادر را تازه فهمید ، بعد از مدتی فرزند مهر را آموخت زیرا او دارای فرزند شد



مادر :میمش :مهر و محبت... الفش :آرامش و ایثار ...دالش: دوستی... رایش: رحم و رفاقت

مادر در باران آمد .مادر با یک سد نان آمد.مادر با دستی پینه خورده آمد.مادر با دلی پراز اضطراب آمد.مادر دلخور از دست فرزند آمد.مادر با قلبی مهربان آمد .

به فدای مادر



یادت باشه اون شبای که قنداقی بودی و فسقلی.... گریه می کردی ، بابات تو خواب ناز بود، اون مادرت بود که بیدار میموند تا آرومت کنه



هیچ وقت فراموش نکن وقتی می یومدی خونه غذات آماده بود ولباسا تو می شست قربونت صدقه ات می رفت کاری که شاید اونای که متاهل هستن خانماشون الان براشون  انجام ندن



تو که رفتی توی فرنگ و فکر میکنی  فرنگی شدی، یادت باشه، هنوز این دعای خیر مادر که بدرقته، پس فکر نکن فراموشت کرده، شده یه زنگ بزنی روز مادر تبریک بگی



اگه فکر میکنی بزرگ شدی، صاحب زن و بچه شدی، می خوام بگم تو هنوز همون بچه مامانی هستی، واسه مادرت، اگر چه سنت بالای چهله



تو که فکر میکنی پسر بزرگی شدی، ادعا میکنی همه چیز حالیته و شبا دیر میای خونه، تو هنوزهمون آقا کوچولی ، چون نمی دونی مادرت تا وقتی میای صد بار از خواب بیدار میشه تا بچه اش نیاد خونه آروم نمیشه



اگه فکر میکنی دختر بزرگی شدی میری با دوستات بیرون یا مسافرت ،بدون مادرت قلبش با تو ،تا سالم برگردی ،پس تو هنوزم همون خانوم کوچولوی هستی که، دستش تو دست مادرش داره تا تی تا تی میکنه


اون شبای که بیمار بودی حالت خوب نبود مادرت از تو بیشتر زجر می کشید .مادرا حاضرن بمیرن بیماری و مرگ بچه شون نبینن



فراموش نکن اگر چه مادرت از دنیا رفته اما میشه بهش بهترین هدیه رو داد ،تو هر دین و مذهبی که هستی با دعا خوندن تو  خدای یکتا و مهربونی هست که بهترین هدیه تو رو بهش میده



هیچ وقت یادت نره اگر چه مادرت رو کنارت به ظاهر نمی بینی یا فوت کرده مادرت دستت رو گرفته فقط باید دست گرم و مهربو نشو احساس کنی


خدا وکیلی یه چیزی رو اعتراف میکنم من که مسلمونم دوستانو نمی دونم ولی تو کتاب مقدسم اومده که یکی مهرو لطف خدا رو نمیشه جبران کرد ویکی مهرو محبت پدر مادر ومن یکی این سخن خدا رو کاملا قبول دارم(البته همه حرفای خدارو قبول دارم) ولی قربون خدا ،ماها به چه دردشون می خوریم این همه اذیتشون میکنیم، باهاشون بحث میکنیم ، قهر میکنیم ،و..... قدرشونو نمی دونیم ،آخر سر یه چیزی ازشون طلب داریم، واقعا چرا اینجوریه آخر سر هم ازمون دست نمی کشن


پس اگه قهری آشتی، اگه بد بودیم خوب بشیم ، اگه خوب بودیم خوب تر، تجدید رفتار کنیم،اگه متاهل هستیم به مادر شوهر و مادر زن سر بزنیم


شاید بگی این حرفا قدیمی شده ولی واقعیت داره می تونی امتحان کنی و این سوال رو از کسی که دوسش داری بپرسی اگه نامزد داریم یا زن.... نمی خواد شام بریم بیرون و ول خرجی کنیم میشه با یه شاخه گل و یه سبد محبت و اینکه ثابت بشه دوستش داریم کافیه. واقعیت اینکه اگه همسر  ما بیمار باشه میدونید اون هدیه یا گل ما اون لحظه به دردش نمی خوره. اون روزهای که با ما بوده  ... در حین بیماری اونا رو مرور می کنه ، و اینکه بازم اون روزا رو می خواد نه کادو وهدیه .همین یه دنیا ارزش داره که بدونه براش احترام قایل هستی و دوستش داری و اون این، توی قلبش میمونه، درست که هدیه تو جلو چشمش میمونه اما چشم آدم با هدیه ها و چیزای دیگه پر میشه ،گذریه و فراموش میشه ولی محبتت تو توی قلبش میمونه هیچ وقت فراموش نمیکنه و تو رو با دنیا عوض نمی کنه


حرف زیاد بود وقت کم یه جوری هم باشه که از حوصله دوستان خارج نباشه

میلاد سرور مادران عالم حضرت فاطمه زهرا (س) بر تمامی مادران و زنان شایسته ولایق،ودوستان عزیز مبارک باد

نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10 AM توسط سعیده سرایدار| |



اول خدا بود خدا ی مهربان .خدا مهر را به مادر داد بعد به پدر . مادر مهر را به فرزند آموخت، اما فرزند خوب یاد نگرفت. مادر از دنیا رفت ،فرزند قدر مادر را تازه فهمید ، بعد از مدتی فرزند مهر را آموخت زیرا او دارای فرزند شد


 


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10 AM توسط سعیده سرایدار| |
Mother's Day Azalea picture
Mothers Day

Mother's Day Poems

"I love you,"
said a great mother.
"I love you for what you are
knowing so well what you are.
And I love you more yet, child,
deeper yet than ever, child,
for what you are going to be,
knowing so well you are going far,
knowing your great works are ahead,
ahead and beyond,
yonder and far over yet."

~Carl Sandburg

The family
is like a garden
with joy
for all to share,
With tender, growing blossoms
that thrive on love
and care,
And when
the flowers are gathered
for a very special day,
They make
a bright and beautiful
happiness bouquet.

~Mary Loberg

I know a place that's paradise
For "gamesters" of all sorts~
For young and old competitors,
For in~and~outdoor sports.

The tournaments get under way
Each Saturday at dawn~
With board games on the carpet
And baseball on the lawn.

There's poker played for bottle caps
And football just for kicks,
Plus every other kind of thrill
From jacks to pick-up-sticks.

This living room Las Vegas,
This backyard Astrodome
Is always where the action is
And best of all~it's home!

نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10 AM توسط سعیده سرایدار| |
Day for Mothers

Flower Delivery: Sunny Days pictureتقدیم به تو مادر

Phalaenopsis in Marble Grey Pot Flower Arrangement picture

نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 10 AM توسط سعیده سرایدار| |

سلام به همه ایرانیان

در هر جای زمین که هستید روز مادر رو تبریک و تهنیت مگم و

 

 

به ملکه مادران جهان حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها که سرور همه زنان جهان است از صمیم قلب و با تمام وجود سالروز تولد شان را تبریک میگم 

 

 

 

 

 

 

حساسيت وظايف مادر به قدري والا و دقيق است که توجه يا عدم توجه به آن، تأثير آشکار و عميقي بر آينده کودک و جامعه مي گذارد. در حقيقت، مقام مادري پستي کليدي در جامعه است.

استاد جوادي آملي در مورد مقام مادر مي فرمايد: «نه اعضاي خانواده مجازند مقام شامخ مادري را تنزل دهند، نه افراد جامعه مي توانند منزلت رفيع مديريت داخلي خانه را سبک تلقي کنند، نه نظام حکومتي و سيستم اداره جامعه حق دارد از بهاي لازم آن غفلت يا تغافل کند، و نه خود زنان مأذونند که از شناخت چنين جايگاه رفيعي جاهل بوده و يا تجاهل نمايند.»

نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 9 AM توسط سعیده سرایدار| |