لیام، مبتلا به یک اختلال نادر ژنتیکی به نام «هایپرتروفی عضلانی وابسته به میواستاتین» است. «میواستاتین»، فاکتور رشدی است که رشد بافتهای عضلانی را محدود میکند، در این اختلال ژنتیکی در غیاب این فاکتور، ...
ترنم لحظه ها
اجتماعی.فرهنگی و علمی
آخرین نمازِ اولین نمازگزار
امام علی علیه السلام زودتر از تمام مردم عصر خود به خدا و رسولش صلی الله علیه و آله ایمان آورد و نماز گزارد. ایشان این موضوع را به طور مكرر اعلام فرمود و هیچ كس هم به مخالفت با ایشان برنخاست.
این مطلب را هم راویان شیعه نقل كردهاند و هم راویان اهل سنت. خود آن حضرت میفرمایند: اللهم انی اول من اناب و سمع و اجاب، لم یسبقنی الا رسول الله (ص) بالصلاه! (1)
بار خدایا من نخستین كسی هستم كه به حق رسیده و آن را شنیده و پذیرفته است و هیچ كس بر من در امر نماز سبقت نگرفت، مگر رسول خدا صلی الله علیه و آله، و نیز فرمودهاند: «من هفت سال پیش از آن كه كسی با پیامبر نماز بخواند، با او نمازگزاردم.» (2)
لب به سخن گشود: «شبی علی علیه السلام را در محراب عبادتش دیدم كه از خوف خدا چون مارگزیدگان به خود میپیچید و به سان غمزدگان میگریست و میگفت:«آه! آه! از آتش دوزخ...»، و كلام ضرار كه بدین جا رسید، معاویه گریان شد! (3) آن شب - شب نوزدهم ماه رمضان - مكرر از اتاق بیرون میآمد و به آسمان مینگریست؛ باز میگشت و با خود میگفت: «به خدا قسم این همان شبی است كه مرا وعده شهادت در آن دادهاند.» پس موعد عزیمت كه رسید، آهنگ رفتن كرد. ام كلثوم (سلام الله علیها) كه میزبان حضرتش بود و از این رفتار پدر، مضطرب و نگران، مانع از رفتن علی علیه السلام شد و از ایشان درخواست كرد تا شخص دیگری را به جای خود برای اقامه نماز به مسجد بفرستد، اما آن حضرت امتناع كرد و فرمود: «از قضای الهی نمیتوان گریخت.» پس گام در ركاب قضای الهی نهاد و به راه افتاد.
زمین بر آن بود كه آهنگ حركت خود را به گامهای علی علیه السلام متصل كند. چشمهای ناسوتیان در تمنای ماندن، تند آب اشك ساز كردند و لاهوتیان، دست تمنا بر كنگره عرش ساییدند و ام كلثوم (س)، درمانده از همه چیز و همه جا، خون جگر بدرقه راه علی علیه السلام كرد.
در بین راه چند مرغابی به حضرت نزدیك و گویی مانع از رفتن ایشان شدند، اما شهادت علی علیه السلام، گویی بی بازگشتترین قضای الهی در آن لیلة القدر خدایی بود. این رفتن دیگر بازگشتی نداشت و علی علیه السلام دیگر طاقت ماندن! چون خواست از در خانه خارج شود، قلاب در، چنگ در كمربند او انداخت و این آخرین حربه زمینیان برای بازداشتن علی علیه السلام از رفتن بود. علی علیه السلام از در كه گذشت، زمینیان دیگر از او دست شستند. و علی علیه السلام كسی نبود كه از شهادت بگذرد كه سالیان سال است به انتظار چنین شبی نشسته... كمربند خود را محكم بست و خطاب به خویش فرمود: «ای علی! كمربندت را محكم ببند و برای مرگ آماده شو.» آن شب تمام اهالی كوفه نوای دلنشین اذان علی علیه السلام را شنیدند. یتیمان در خواب فرو رفته كه خواب پدر میدیدند، با شنیدن صدای علی علیه السلام ، از خواب برخاستند و چون دریافتند علی علیهالسلام بیدار است، احساس آرامش و امنیت كردند و غم بیپدری از چشمان خواب آلودشان رخت بر بست.
آری این بانگ اذان علی علیه السلام است؛ پدر یتیمان كوفه همو كه تمام یتیمان كوفه، لذت نشستن بر زانویش را تجربه كرده و از دست پر كرمش نان و خرما خوردهاند و در آغوش پدرانهاش جا خوش كردهاند. سوگند به خدا پایههای هدایت ویران شد و نشانههای تقوا از بین رفت و ریسمان محكم از هم گسست. پسر عموی پیامبر كشته شد، جانشین برگزیده كشته شد، علی مرتضی توسط نگون بختترین انسانها كشته شد.
. 2- الغدیر / 3/221 .
. 3- گفتارهای معنوی شهید مطهری/ 63 . که به ما سوا فکندی همه سايه ی هما را به علی شناختم من به خدا قسم خدا را به شرار قهر سوزدهمه جان ماسوا را که نگين پادشاهی دهد از کرم گدا را چو اسير توست اکنون به اسير کن مدارا که علم کند به عالم شهدای کربلا را چو علی که می تواند که به سر برد وفارا متحيرم چه نامم شه ملک لا فتی را که زکوی او غباری به من آر توتیا را چه پيام ها سپردم همه سوز دل صبا را که ز جان ما بگردان ره آ فت قضا را به پيام آشنايي بنوازد آشنا را علی ای همای رحمت تو چه آيتي خدا را دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بين مگرای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن به جز از علی که گويد به پسر که قاتل من به جز از علی که آرد پسری ابوالعجا یب چو به دو ست عهد بندد ز ميان پاک بازان نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت به دو چشم خون فشانم هله ای نسيم رحمت به اميد آنکه شايد برسد به خاک پا يت چو تويي قضای گردان به دعای مستمندان چو زنم چو نای هر دم ز نوای شوق او دم همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهی ما پرده ي پندار دريديم علي يار ما عشق تو ناديده خريديم علي يار اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار ديديم عيان در همه جا نقش جمالت تابيد به دل پرتو انوار جلالت گشتيم همه عاشق و شيداي وصالت اسوده نخفتيم شبي را ز خيالت چون باد به كوي تو وزيديم علي يار ما عشق تو ناديده خريديم علي يار اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار ما صوفي سرمست و قدح نوش و فقيريم صافي نظر و صافدل و صاف ضميريم سلطان طريقت شه بي تاج و سريريم محتاج به حقيم نه بر شاه و وزيريم دست طمع از هر دو بريديم علي يار ما عشق تو ناديده خريديم علي يار اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار اي همدم و همراز نبي در شب معراج اي صد چو سليمان به درت بنده و محتاج خاك قدمت بر سر شاهان جهان تاج ما را به هوايت دل و دين رفت به تاراج بس طعنه ز اغيار شنيديم علي يار ما عشق تو ناديده خريديم علي يار اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار ما را ز ازل نام تو تا نقش جبين شد از پرتو دل ديده ي ما نور ميبن شد مهرت به دل سوختگان ماء معين شد دل مخزن اسرار حق و عرش برين شد ما عشق تو ناديده خريديم علي يار اندر همه جا نقش تو ديديم علي يار
بسم الله الرحمن ارحيم
انا انزلناه فى ليلة القدر من كل امر سلام هى حتى مطلع الفجر اى فرزندان عبدالمطلب مبادا به بهانه این كه بگوئید امیرالمؤمنین كشته شده ا ست در خونهاى مردم فرو روید و باید بدانید كه به عوض من كشته نشود مگر كشنده من، بنگرید زمانی كه من از ضربت او مردم شما هم به عوض آن، ضربتى به وى بزنید و او را مثله نكنید كه من از رسول خدا صلى الله علیه و آله شنیدم كه میفرمود از مثله كردن اجتناب كنید اگر چه نسبت به سگ آزار كننده باشد.
یا بنى انت ولى الامر من بعدى و ولى الدم فان عفوت فلك و ان قتلت فضربة مكان ضربة؛ پسر جانم پس از من تو ولى امرى و صاحب خون من هستى اگر او را ببخشى خود دانى و اگر به قتل رسانى در برابر یك ضربتى كه به من زده است یك ضربت به او بزن.
ابتداى سخنم شهادت بیگانگى ذات لایزال خداوند است و بعد به رسالت محمدبن عبدالله صلى الله علیه و آله كه پسر عم من و بنده و برگزیده خداست، بعثت او از جانب پروردگار است و دستوراتش احكام الهى است، مردم را كه در بیابان جهل و نادانى سرگردان بودند به صراط مستقیم و طریق نجات هدایت فرموده و به روز رستاخیز از كیفر اعمال ناشایست بیم داده است.
در حق اقوام و خویشاوندان صله رحم و نیكى نمائید و از درویشان و مستمندان دستگیرى كرده و بیماران را عیادت كنید، چون دنیا محل حوادث است بنابر این خود را گرفتار آمال و آرزو مكنید و همیشه در فكر مرگ و جهان آخرت باشید، با همسایههاى خود به رفق و ملاطفت رفتار كنید كه از جمله توصیههاى پیغمبر صلى الله علیه و آله نگهدارى حق همسایه است. احكام الهى و دستورات شرع را محترم شمارید و آنها را با كمال میل و رغبت انجام دهید، نماز و زكوة و امر به معروف و نهى از منكر را بجا آورید و رضایت خدا را در برابر اطاعت فرامین او حاصل كنید.
اى فرزندان من، از مصاحبت فرو مایگان و ناكسان دورى كنید و با مردم صالح و متقى همنشین باشید، اگر در زندگى امرى پیش آید كه پاى دنیا و آخرت شما در میان باشد از دنیا بگذرید و آخرت را بپذیرید، در سختیها و متاعب روزگار متكى به خدا باشید و در انجام هر كارى از او استعانت جوئید، با مردم به رأفت و مهربانى و خوشروئى و حسن نیت رفتار كنید و فضائل نفسانى مخصوصا تقوا و خدمت به نوع را شعار خود سازید، كودكان خود را نوازش كنید و بزرگان و سالخوردگان را محترم شمارید. اولاد على علیه السلام خاموش نشسته و در حالی كه غم و اندوه گلوى آنها را فشار میداد به سخنان دلپذیر و جان پرور آن حضرت گوش میدادند، تا این قسمت از وصیت على علیه السلام درس اخلاق و تربیت بود كه عمل بدان هر فردى را به حد نهائى كمال میرساند آن حضرت این قسمت از وصیت خود را با جمله لا حول ولا قوة الا بالله العلى العظیم به پایان رسانید و آنگاه از هوش رفت و پس از لحظهاى چشمان خدابین خود را نیمه باز كرد و فرمود: اى حسن سخنى چند هم با تو دارم، امشب آخرین شب عمر من است چون در گذشتم مرا با دست خود غسل بده و كفن بپوشان و خودت مباشر اعمال كفن و دفن من باش و بر جنازه من نماز بخوان و در تاریكى شب دور از شهر كوفه جنازه مرا در محلى گمنام به خاك سپار تا كسى از آن آگاه نشود.
عموم بنىهاشم مخصوصا خاندان علوى در عین خاموشى گریه میكردند و قطرات اشگ از چشمان آنها بر گونههایشان فرو میغلطید، حسن علیه السلام كه از همه نزدیكتر نشسته بود از كثرت تأثر و اندوه، امام علیه السلام را متوجه حزن و اندوه خود نمود على علیه السلام فرمود اى پسرم صابر و شكیبا باش و تو و برادرانت را در این موقع حساس به صبر و بردبارى توصیه میكنم.
سپس فرمود از محمد هم مواظب باشید او هم برادر شما و هم پسر پدر شما است و من او را دوست دارم.
على علیه السلام مجددا از هوش رفت و پس از لحظهاى تكانى خورد و به حسین علیه السلام فرمود پسرم زندگى تو هم ماجرائى خواهد داشت فقط صابر و شكیبا باش كه ان الله یحب الصابرین .
اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شریك له و اشهد ان محمدا عبده و رسوله.
پس از اداى شهادتین آن لبهاى نیمه باز و نازنین به هم بسته شد و طایر روحش به اوج ملكوت اعلا پرواز نمود و بدین ترتیب دوران زندگى مردى كه در تمام مدت عمر جز حق و حقیقت هدفى نداشت به پایان رسید. (1)
هنگام شهادت سن شریف على علیه السلام 63 سال و مدت امامتش نزدیك سى سال و دوران خلافت ظاهریش نیز در حدود پنج سال بود. امام حسن علیه السلام به اتفاق حسین علیه السلام و چند تن دیگر به تجهیز او پرداخته و پس از انجام تشریفات مذهبى جسد آن حضرت را در پشت كوفه در غرى كه امروز به نجف معروف است دفن كردند و همچنان كه خود حضرت امیر علیه السلام سفارش كرده بود براى این كه دشمنان وى از بنى امیه و خوارج جسد آن جناب را از قبر خارج نسازند و بدان اهانت و جسارت ننمایند محل قبر را با زمین یكسان نمودند كه معلوم نباشد و قبر على علیه السلام تا زمان حضرت صادق علیه السلام از انظار پوشیده و مخفى بود و موقعی كه منصور دوانقى دومین خلیفه عباسى آن حضرت را از مدینه به عراق خواست هنگام رسیدن به كوفه به زیارت مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام رفته و محل آن را مشخص نمود.
هارون كه این را شنید پیاده شد و آبى خواست و وضوء گرفت و نزد آن تپه نماز خواند و خود را به خاك آن مالید و گریست و سپس (به كوفه) برگشتیم.(6)
در مورد مرقد مطهر حضرت امیر علیه السلام حكایتى آمده است كه نقل آن در اینجا خالى از لطف نیست:
قاضى عسكر كه مفتى جماعت هم بوده در این سفر همراه سلطان بود، چون از اراده سلطان با خبر گشت با حالت غضب به حضور سلطان آمد و گفت تو سلطان زنده هستى و على بن ابیطالب مرده است تو چگونه از جهت درك زیارت او پیاده رفتن را عزم نمودهاى؟ (قاضى ناصبى بود و نسبت به حضرت شاه ولایت عناد و عداوت داشت) در این خصوص قاضى با سلطان مكالماتى نمود تا این كه گفت اگر سلطان در گفته من كه پیاده رفتن تا قبه منوره موجب كسر شأن و جلال سلطان است تردیدى دارد به قرآن شریف تفأل جوید تا حقیقت امر مكشوف گردد، سلطان سخن او را پذیرفت و قرآن مجید را در دست گرفته و تفال آن را باز نمود و این آیه در اول صفحه ظاهر بود: فاخلع نعلیك انك بالواد المقدس طوى. سلطان رو به قاضى نمود و گفت سخن تو برهنگى پاى ما را مزید بر پیاده رفتن نمود پس كفشهاى خود را هم درآورده با پاى برهنه از نجف تا به روضه منوره راه را طى نمود به طوری كه پایش در اثر ریگها زخم شده بود. پس از فراغت از زیارت، آن قاضى عنود پیش سلطان آمد و گفت در این شهر قبر یكى از مروجین رافضىها است خوبست كه قبر او را نبش نموده و به سوختن استخوانهاى پوسیده او حكم فرمائى!!
سلطان گفت نام آن عالم چیست؟ قاضى پاسخ داد نامش محمدبن حسن طوسى است.
سلطان گفت این مرد مرده است و خداوند هر چه را كه آن عالم مستحق باشد از ثواب و عقاب به او میرساند قاضى در نبش قبر مرحوم شیخ طوسى مكالمه زیادى با سلطان نمود بالاخره سلطان دستور داد هیزم زیادى در خارج نجف جمع كردند و آنها را آتش زدند آنگاه فرمان داد خود قاضى را در میان آتش انداختند و خداوند تبارك و تعالى آن ملعون را در آتش دنیوى قبل از آتش اخروى معذب گردانید. (7)
همچنین صاحب منتخب التواریخ از كتاب انوار العلویه نقل میكند كه وقتى نادرشاه گنبد حرم حضرت امیر علیه السلام را تذهیب نمود از وى پرسیدند كه بالاى قبه مقدسه چه نقش كنیم؟ نادر فورا گفت: یدالله فوق ایدیهم. فرداى آن روز وزیر نادر میرزا مهدیخان گفت نادر سواد ندارد و این كلام به دلش الهام شده است اگر قبول ندارید بروید مجددا سؤال كنید لذا آمدند و پرسیدند كه در فوق قبه مقدسه چه فرمودید نقش كنیم؟ گفت همان سخن كه دیروز گفتم (8) !
بارى حسنین علیهماالسلام و همراهان پس از دفن جنازه على علیه السلام به كوفه برگشتند و ابن ملجم نیز همان روز (21 رمضان) به ضرب شمشیر امام حسن علیه السلام مقتول و راه جهنم را در پیش گرفت.
پىنوشتها: (2) بنا به روایت شیخ مفید ابن ملجم و همراهانش در داخل مسجد نزدیك در ورودى كمین كرده و به محض ورود على علیه السلام شمشیرهاى خود را غفلة بر آن حضرت فرود آوردند شمشیر شبیب به طاق مسجد گرفت ولى شمشیر عبدالرحمن به فرق مبارك وى اصابت نمود.
(3) سوره مباركه طه آیه 55 .
(4) نهج البلاغه .
(5) مقاتل الطالبیین ارشاد مفید/ اعلام الورى/ كشف الغمه/ بحار الانوار جلد 42/ اثبات الوصیه مسعودى.
(6) ارشاد مفید جلد 1 باب 1 فصل 6 حدیث 4 .
(7) كتاب رنگارنگ جلد 1.
(8) منتخب التواریخ، ص 142. مردي تنها، آوارهي دشتهاي خاموش و خلوت آسمان! و آنجاست كه "علي" آهسته و آرام ساعتهايي از شب را با تنها يار و محرم خويش "چاه" گفت وگو ميكند و بار سنگين غمها و دردها و حرفهايي را كه بر دلش مانده و او را بيتاب كرده در دل سياه چاه خالي كند. و چه دردي است درانبوهخلق تنها بودن ودر وطن خويش رنج غربت كشيدن و علي اين گونه است. "علي (ع)" جز چاههاي اطراف مدينه، نخلستانها صاحب سري نداشت اگرهم داشت باز سر در حلقوم چاه ميبرد! "علي" مرد ميدان بود ، مردي كه در همه چهرهها و استعداها قهرمان است ، قهرمان شمشير وسخن ، خردمندي و عشق ، جانبازي وصبر، ايمان ومنطق، حقيقت و سياست ، هوشياري و تقوا ، خشونت و مهر، انتقام و گذشت ، غرور و تواضع، انزوا و اجتماع ، سادگي و عظمت ...... "علي" مرد معركههاي خونين نبرد است، شمشيرش صفوف دشمن را ميشكند و سپاه خصم را همچون كشتزار گندمهاي رسيده در دم تيغ دو دمش برروي هم ميخواباند و در دل شبهاي ساكت مدينه همانند يك روح تنها و دردمند بستر آرامش را رها ميكند و در سايه روشنهاي آشناي نخلستانهاي اطراف شهر، خاموش ميگذرد و سر در حلقوم چاه ميبرد و غريبانه مينالد. مردي كه سقف سنگين و كوتاه آسمان برسينهاش سنگيني ميكند و حرف زدن را بر او دشوار كرده است و تنها به چاه پناه ميبرد. آري علي بزرگ مردي است كه از شمشيرش عدالت ميبارد و از زبانش شعر ، كسي كه زيبايي خود و خدا را ميشناسد "علي" سوختهي خاموش خلوت محراب است ! چه ميگويم ؟ مگر با كلمات ميتوان از علي سخن گفت ؟ بايد به سكوت گوش فرا داد ، تا از او چهها ميگويد؟
کودکان، زنان و مردان کامران ميرهزار حقوق بشر وقتی پای به هرات می گذارد، بايد نگاه و گستره ی هستندگی خود را وسعت دهد و تمام زوايا را بنگرد که مبادا کودک، زن يا مردی از اين نگاه دور بماند. حقوق بشر از دريچه ی گسترده تر، زوايای افغانستان غمگين و زخم خورده را بيشتر می نماياند. سال هاست که حقوق کودکان، زنان و مردان مان در هرات ناديده گرفته شده و خشونت در کنار همه ی شاهکارهای انسانی که در هرات وجود دارد، بارها آدمی را در مسير فرسايش قرار داده است. اگر زاويه ی نگاهمان را وسعت دهيم، ساخت و سازهای سريع و به ظاهر مدرن، يا سرازير کردن اتومبيل های گوناگون، همانگونه که هرات را چهره ای ناهمگون داده است، بر قسمت های پنهان جامعه دست می گذارد و جامعه ی ما را جامعه ای با همان سيستم طبقه بندی شده ی کلاسيک، فقير و غنی تقسيم می کند و فرسايش ادامه می يابد. جامعه ی فرسوده، جامعه ای نيست که در آن انسان بتواند آزاد باشد و از تمامی حقوق انسانی خود برخوردار. هرات از يک زاويه که محدود بنگريم، در حال رشد است و از زاويه ی بازتر در حال فرو ريختن. حقوق انسانی در اين شهر محدود می باشد و انسان های زيادی هستند که برای بدست آوردن اولين حقوق خود، خوراک، پوشاک و آموزش، حقوق ديگر خود را هم از دست می دهند. کودکان، زنان و مردان زيادی را می توان يافت که فضای روانی فرسوده ای را سپری می کنند. گشودن پنجره ها ی حقوق بشر در افغانستان، حقايق دردناکی را می نماياند که اين برشی ست از هرات، شهر ناجوهای آن. کودکان در هرات کودکان زيادی در هرات می زيند که نمی توان قاطعانه آن ها در سطح شهر هرات به وضوح می توان تکدی گری کودکان را مشاهده کرد. دختران و پسران کمتر از ده سال برای بدست آوردن روزی گاهی دست به تکدی می زنند. آنان ناچارند که برای بدست آوردن کمترين چيز دست تکدی بسوی ديگران دراز کنند و اينگونه کودکان از همان ابتدای زندگانی با محيطی برخورد می کنند که يکی دارد و يکی خير و آنکه ندارد بايد از اين راه، يعنی تکدی گذران زندگی کند. در کنار اين فقر در همه ی ابعاد آن دست به دست هم داده تا علاوه بر تکدی کودکان، زمينه های سرقت، اعتياد ، سوء استفاده ی جنسی و کارهای سخت و طاقت فرسا برای آنان فراهم آيد. آنان گاهی با سرقت های جزيی روانه ی مراکز اصلاح و تربيت می شوند که آمار کودکان در اين مراکز از دوازده نفر گاهی تا پنجاه نفر نيز بصورت ماهانه در نوسان است. اين تعداد تنها تعداد محدودی از کودکان زيادی را تشکيل می دهند که دست به سرقت می زنند و از اين مکان سر در می آورند. در کنار اين مرکز بازتوانی و بازپروی معتادان هرات نيز هست که در مدت چهار سال اخير سه هزار و صد و بيست و شش نفر کودک معتاد را پذيرا بوده است. در اين ميان می توان به کودکان دختر اشاره کرد که از طريق والدين خود دچار شده اند. چند علت عمده را می توان برای اعتياد کودکان يافت. يکی اينکه به علت فقر والدين در حين تکدی از کودکان خود نيز استفاده می کنند. آنان به کودکان قرص های خواب آور داده تا آرام باشند و گاهی حس نوع دوستی افراد را جلب کنند. کودکانی که اينگونه قرص های خواب آور را می خورند، رفته رفته به اعتياد دچار می شوند. علت دومی که می توان برای اعتياد کودکان ذکر کرد اينست که در مناطقی از اطراف هرات مانند شيندند که خشخاش کشت می شود، کودکان کار نيش زدن قوزه ها را انجام می دهند و در اثز چشيدن آنان آهسته آهسته معتاد می شوند. يکی ديگر از علل اعتياد کودکان را می توان زندگی در ايران دانست. زندگی که والدين در آن به اعتياد روی آوردند و محيط اعتياد برای کودکان فراهم شده و معتاد می شوند. کار کودکان نيز يکی از موارد چشمگيری ست که در هرات و نواحی اطراف آن وجود دارد. کودکان به کارهای مختلفی می پردازند که از آن جمله می توان به قالی بافی، خياطی، فروشندگی، کار در کارخانه و .. اشاره کرد. بار ها در هرات ديده شده است که کودکان دستفروش را ماموران شاروالی کتک می زنند و کراچی های آنان را با خود می برند. از سويی به آنان دستمزد مناسب پرداخت نمی شود. گاهی ديده می شود که کودکان کار های سنگين تری نسبت به بزرگتر ه زمينه های آموزش برای کودکان گاهی در اطراف هرات به صفر می رسد. در ولسوالی هايی چون غور و فراه عملا مکاتب دخترانه وجود ندارد. مکاتبی هم که وجود دارد يا در فضای باز می باشد و يا زير خيمه ها. در عين حال کيفيت آموزش به شدت پايين می باشد. کسانی که تدريس می کنند گاهی حتا تا صنف دوازدهم نيز خود نخوانده اند. از سويی حتا کتب درسی نيز به اندازه ی کافی در دسترس کودکان نمی باشد. گاهی در يک کلاسی که نزديک بيست دانش آموز وجود دارد، تنها دو يا سه کتاب وجود دارد. از سويی باز کيفيت و سيستم طرح شده در کتاب ها نيز سيستم فرسوده ای می باشد که خود در برخی موارد مانع از رشد و نمو استعداد ها می شود. در مکاتب، کودکان به شدت تنبيه می شوند و رفتار مناسبی با آنان نمی شود. قاچاق و ربودن کودکان نيز از موارد مهمی ست که گريبانگير آنان است. قاچاق کودکان به نيمروز برای کار امر شايعی محسوب می شود و ربودن کودکان از هرات نيز در ماه های اخير آغاز شده است. از کودکان گاهی برای جابجايی مواد مخدر استفاده می شود و گاهی ناچارند که مواد را آنان ببلعند و در جايی ديگر آن را از بدن خود خارج کنند. در همين حال کودکان ربوده می شوند تا علاوه بر حمل مواد مخدر از قسمت های مختلف بدن آنان استفاده شود و به خريد و فروش برسد. ازدواج زودهنگام شايد در همه جای افغانستان شايع باشد و در اين بين هرات و مناطق اطراف آن نيز از اين قاعده مستثنا نيست. در شيندند دختر هجده ساله ای را به عقد پسر شش ساله در آورده اند. دختر هجده ساله نامزد برادر پسر شش ساله بوده که به علت درگيری ها کشته شده و خانواده ی دختر نخواسته است که او را نگاه کند. حدود سه ماه پيش نيز ديده شده است که دختر شانزده ساله ای را به عقد مرد هشتاد ساله در آورده اند. در هرات وسايل تفريحی هست، اما نه برای همه ی کودکان. در اين شهر به وضوح می توان فاصله ی فقير و غنی را مشاهده کرد و همه ی امکانات را اين غنی ست که حق خود می داند. زنان در هرات زنان هرات ذاتا زنان شاداب می باشند و موقعيتی مردان در هرات هرات بهترين شهر تجاری افغانستان محسوب می شود. در هرات مردان اغلب به خريد و فروش انواع کالا ها مشغول اند و کار عمومی همين خريد و فروش اجناس مختلف می باشد. اين شهر در عين حالی که شهری تجاری محسوب می شود، يکی از شهرهای فرهنگی افغانستان هست که اين فرهنگ را در طول تاريخ دست بدست کرده است و اکنون از آن تاريخ مسجد زيبای جامع هرات مانده است و مناره های در حال تخريب باغ گوهر شاد خاتون و چيزهای ديگر. مردان هراتی غالبا فقط به تجارت می انديشند و شرکت در فعاليت های فرهنگی و اجتماعی برايشان بگونه ای منع شده است. آنان نمی توانند آزادانه اجتماعات مختلف تشکيل دهند و روابط آزادانه با زنان برقرار کنند. در هرات اسماعيل خان فرمان های اوست که بايد اجرا شود و والی اختيار تام دارد. از سويی اين نوع برخورد رفته رفته در فرهنگ هرات تاثير گذاشته و مردان به سمت همان تجارت رانده شده اند. مردان هرات در بوجود آوردن شکل سنتی اين شهر نقش اساسی دارند. آنان به زنان خود اجازه ی بروز نمی دهند و همچنان مردسالاری را حفظ کرده اند. هرات شهر ناجو ها می تواند يکی از بهترين شهر های افغانستان باشد که در کنار تجارت، در زمينه های گوناگون بشری در جامعه ی مجروح افغانستان نقش داشته باشد. رها، خانه ی جهانی نويسندگان آزاد دستگيری يک روزنامه نگار برای انتشار مقاله در اينترنت هنر و ادبيات مشرق زمين در ميان کولی های برزيل پناهندگان افغانی را راحت بگذاريد بررسي هاي به عمل آمده در كانون اصلاح و تربيت نشانگر آن است كه 99 درصد كودكان بزهكار داراي والدين زودخشم و مهاجم بوده اند و 80 درصد كودكاني كه دست به خودكشي زده اند نيز مورد شكنجه و آزار قرار مي گرفته اند و 90 درصد جواناني كه به مواد مخدر روي آورده اند از آزارگري والدين و مربيان خود خاطره ها دارند همچنين 90 درصد والدين كودك آزار خود در كودكي مورد آزار و اذيت و تنبيه بدني و روحي و رواني قرار گرفته اند . براي كودك آزاري در كتاب هاي لغت تعريفي نيافتيم ولي كارشناسان ، كودك آزاري را تجاوز به حقوق قانوني كودكان و رساندن آسيب بدني و رواني به آنها عنوان مي كنند . يونيسف نيز سوء رفتار يا رفتار مسامحه گرانه و نادرست با كودكان را كودك آزاري معرفي مي كند . در ماده 4 بند 1 پيمان جهاني كودك آمده است كه« والدين و سرپرستان در برابر اشتباهات كودكان از روشهاي نامناسب تنبيه و سرزنش استفاده نكنند. » ... چه انتظار عجیبی؟
عجیب تر که چه آسان نبودنت شده عادت،چه بی خیال نشستم،نه کوششی،نه وفایی
فقط نشسته و گفتم:
"خدا کند که بیایی...!" روزى پیامبر خدا صلّى الله علیه و آله به حضرت على علیه السلام فرمود: دیشب چه عملى انجام دادهاى؟ آن حضرت اظهار داشت: پیش از آن كه بخوابم، هزار ركعت نماز به جا آوردم، حضرت رسول فرمود: چگونه؟! پاسخ داد: از شما شنیدم كه فرمودى: هر كس هنگام خوابیدن سه مرتبه بگوید: «یَفْعَلُ اللهُ ما یَشاءُ بِقُدْرَتِهِ، وَ یَحْكُمُ ما یُریدُ بِعِزَّتِهِ» ؛ او همانند كسى است كه هزار ركعت نماز خوانده است. حضرت رسول اکرم فرمود: راست گفتى، چنین است. منبع: مستدرك الوسائل، ج 5، ص 49، ح 21. الهي العفو و الامان ...الغوث الغوث الغوث ...ادرکني ادرکني ادرکني
يا فارس الحجاز (عج) .....يا اباصالح المهدي (عج) ادرکني ایه 24و23 اسراء : پروردگارت فرمان داده که کسی را جز او نپرستید وبه مادر وپدر نیکی کنید هر گاه یکی از آن دو یا هر دوی آنها نزد تو به سن پیری رسیدند کمترین اهانتی به آنها روا مدار وبر آنها فریاد مزن وگفتار لطیف وسنجیده وبزرگوارانه به آنها بگو وبالهای تواضع خویش را از محبت ولطف در برابر انها فرود آور و بگو : پروردگارا همانگونه که آنها مرا در کوچکی تربیت کردند مشمول رحمتشان فرار ده امام صادق (ع) : مردی نزد پیامبر اسلام (ص) آمد وعرض کرد : من جوان با نشاط و ورزیده ای هستم وجهاد را دوست دارم ولی مادری دارم که از این موضوع ناراحت می شود . پیامبر(ص) فرمود ند : برگرد وبا مادر خویش باش قسم به خدایی که مرا به حق بر انگیخته است یک شب که مادرت با تو مانوس گردد از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است . واژه TRIZ (تریز) برگرفته شده از حروف اول کلمات در عبارت روسی زیر می باشد : دانش TRIZ با نام ها و عنوان های توصیف گر مختلفی مانند نوآوری نظام یافته، خلاقیت اختراعی، فناوری خلاقیت و نوآوری،
مرگ تدریجی ما اغاز خواهد شد
مرگ تدریجی ما اغاز خواهد شد
عکسهاي زيبايي از پرستوهاي پشت تيره در جزيره نخيلو - استان بوشهر قرار دادم که اميدوارم لذت ببريد بدرود تا درودي ديگر نظر يادتون نره هاا!!!!
سید محمود حسابی، فیزیکدان ایرانی، در سال 1281 ه.ش در تهران متولد شد. فرنام «پدر علم فیزیک ایران» از آن اوست. پدرش (سید عباس معزالسلطنه) و مادرش (گوهرشاد حسابی) هر دو اهل تفرش بودند. او چهار سال اول دوران کودکیاش را در تهران سپری نمود. سپس به همراه والدین و برادرش عازم شام شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت، با تنگدستی و مرارتهای دوری از میهن، در مدرسه کشیشهای فرانسوی آغاز کرد. در همان زمان تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی را نزد مادرش فرا می گرفت. او قرآن کریم و دیوان حافظ را از حفظ می دانست. وی اعتقادی ژرف به قرآن داشت. او همچنین بر کتب بوستان ، گلستان سعدی ، شاهنامه فردوسی ، مثنوی مولوی و منشات قائم مقام اشراف کامل داشت. محمود حسابی در12شهریور سال 1371 هجری شمسی در بیمارستان دانشگاه ژنو درگذشت. آرامگاه (خانوادگی) وی در شهر تفرش قرار دارد.... سقراط و جوان می گویند که جوانی کم شور و شوق نزد سقراط رفت و گفت : ای سقراط بزرگ آمده ام که از خرمن دانش تو خوشه ای برگیرم . فیلسوف یونانی جوان را به دریا برد ، ...
تقدیم به اونا که میخوان " با معرفت " باشن !
در بیمارستانی ، دو مرد بیمار در یک اتاق بستری بودند. یکی از بیماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر یک ساعت روی تختش بنشیند . اما بیمار دیگر مجبور بود هیچ تکانی نخورد و همیشه پشت به هماتاقیش روی تخت بخوابد.
آنها ساعتها با یکدیگر صحبت میکردند، از همسر، خانواده، خانه، سربازی یا تعطیلاتشان با هم حرف میزدند.
هر روز بعد از ظهر ، بیماری که تختش کنار پنجره بود ، مینشست و... برادران ! خواهران ! ماه خدا فرا رسيده است، جا دارد كه بيشترين استفاده را ازآن بنماييم. نگذاريد ساعتى، بلكه لحظهاى از اين ماه مبارك به هدر رود. در اين ماه، سرنوشت يك ساله، بلكه سرنوشت تمام عمر تعيين مىشود. هشيار باشيم، مبادا ساعتى بي انگيزه، بي توجه و بي هدف بگذرد و از عيدى و جايزه الهى در روزعيد فطر خداى نخواسته بي بهره و محروم بمانيم كه هيچ زيانى از آن سختتر و زيان بارتر نيست! در روايت آمده است كه رسول خدا صلىالله عليه و آله وسلم قبل از ماه رمضان خطبهاى خواند و در آن خطبه فرمود: «اى مردم! جبرئيل به ديدار من آمد و گفت: يا محمد! هركه نام تو را بشنود وبر تو صلوات نفرستد، از رحمت خدا دور باشد. يا محمد! هر كه ماه رمضان را دريابد و مورد مغفرت و آمرزش پروردگار قرار نگيرد و از دنيا برود، خداوند او را ازرحمتش دور خواهد كرد. اى پيامبر آمين بگو. من هم آمين گفتم .» (1) دعاي ندبه ...دعاي توسل...دعاي كميل... دراين ماه خودسازى، درهاى بهشت بر روى مومنان گشوده مي شود و درهاى جهنم بسته مي شود، نبايد كارى كرد كه در اثر آن كار، درهاى بهشت بر رويمان بسته و درهاى دوزخ گشوده شود. در اين ماه پربركت چنان كه از روايات استفاده مى شود بهشت را زينت مي دهند و پاداش كارهاى خير و عبادت ها و راز و نيازها دو برابر مي گردد. ترتيل كامل قرآن با صداي استاد پرهيزگار ماه رمضان، ماه خداى عزوجل است كه در آن پاداش كارهاى نيك دو برابر مىشود و گناهان زدوده مىشود. ماه رمضان، ماه بركت و افزايش است. ماه رمضان، ماه بازگشت و انابه است ماه رمضان، ماه توبه است. ماه رمضان، ماه آمرزش گناهان و مغفرت است. ماه رمضان، ماه آزادى و رهايى از جهنم و دستيابى به بهشت است. پس اى مردم! درماه رمضان از هر كار بد و حرامى دورى كنيد و درآن بسيار قرآن بخوانيد و تمام اوقاتش را به ياد و ذكر پروردگارتان مشغول شويد. مبادا ماه رمضان نزد شما مانند ديگر ماهها باشد، چرا كه بر ديگر ماهها حرمت و برترى دارد. حضرت اميرالمومنين عليهالسلام مي فرمايد: "عليكم فى شهر رمضان بكثرة الاستغفار والدعاء، فاما الدعاء فيدفع البلاء عنكم و اما الاستغفار فتمحى به ذنوبكم ." (3) ; بر شما باد، در ماه رمضان، به بسيار دعا كردن و استغفار نمودن چرا كه دعا بلا را از شما دور ميسازد و استغفار، گناهانتان را ميزدايد .» به هر حال، ماه رمضان ماه خودسازى است و كمترين خودسازى به اين است كه انسان خودى را براى خويشتن نشناسد و خدا را مالك خود بداند كه اگر چنين بود، خدا را خواهد شناخت و حق عبوديت پروردگار را ادا خواهد كرد و از هر چه رنگ ضد خدايى دارد، دور خواهد شد. خودسازى و جدا شدن از تعلقات و هواهاى نفسانى، منشا تمام كمالات و ملكات و فضائل انسانى است و اگر كسى توانست خود را از تعلقات مادى برهاند، و به ظواهر زود گذر دنيا بىاعتنا باشد، بىگمان به خدا توجه خواهد كرد و به سوى تكامل روانه خواهد شد و اين بالاترين پيروزى و سرفرازى انسان است. خدا مىداند تمام مفاسد جهان و ظلمها و تعدىها و تجاوزها و گردن كشيها در اثر خودبينى و هوا پرستى است، لذا در قرآن كريم همواره تزكيه و تربيت مقدم بر تعليم وآموزش ذكر شده است و خودسازى، يعنى تزكيه نفس و ماه رمضان به حق ماه تزكيه و تطهير نفس است. پس بياييد باهم در اين ماه بزرگ آهنگ تقرب به خدا را بجوييم تا در درگاهش ره يابيم و در روز رستاخيز سفيد روى گرديم فرصتي بي نظير براي مناجات با خداوند بهترين و پربركت ترين ادعيه ي ماه مبارك بايد آن چنان بر خويشتن مسلط بود و نفس سركش را مهار كرد كه نه مدح و درود ديگران، و نه فحش و ناسزاى آنها در روحيه فولادين و با صلابتش تاثير گذارد. بايد خود نگهدار بود از آن چه نارضايتى حق در بردارد، نه آن چه خويشتن بخواهد يا نخواهد كه در برابر امر مولا خودى نيست كه مطرح باشد. بايد از شر و بدى و رذايل اخلاقى و عادتهاى ناپسند و منشهاى زشت و كارهاى قبيح، دور شد چنان كه به خيرخواهى ، راستگويى ، امانت ، فضيلت ، اخلاق نيكو و خصال پسنديده، متخلق شد. بايد به فكر امروز و فرداى خود بود و براى فردا كه ديرهم نيست آماده شد و براى جهان جاويدان و ابدى، توشه برداشت. چگونه سخنم را آغاز كنم در حالي كه تو همه پل هاي بين من و خود را خراب كرده اي؟! چگونه بگويم؟ از راه تشويق وارد شوم؟... و يا تو را از عاقبت كارت بترسانم؟... آيا تا اين حد خود را از پروردگارت بي نياز مي داني كه از سجده براي او خودداري مي كني؟ اي تارك نماز !! آيا نمي داني نماز آخرين چيزي است كه انسان مسلمان به آن پايبند خواهد ماند و اگر آن را ضايع كند تمام دين خود را زير پا نهاده است؟ رسول الله صلي الله عليه و سلم مي فرمايد: «گره هاي اسلام يكي پس از ديگري باز خواهند شد، پس هرآنگاه گرهي باز شد مردم به گره بعدي چنگ خواهند زد. اولين آنها حكم است و آخرين آنها نماز.» [ابن حبان در صحيح خود روايت نموده و آلباني آن را صحيح دانسته است] بسوي پروردگارت برگرد قبل از آنكه مرگ در اين حالت به سراغت بيايد اي تارك نماز !! مگر نمي داني هر كس عمدا نماز را ترك كند از حفظ و مراقبت الهي محروم خواهد شد؟ رسول الله صلي الله عليه و سلم مي فرمايد: « به الله شرك مورز حتي اگر شكنجه شوي و سوزانده شوي، از پدر و مادرت اطاعت كن حتي اگر تو را از اموالت محروم سازند و از هر آنچه از آن توست، و نماز را عمدا ترك مكن كه هركس نماز را عمدا ترك گويد از حفظ و مراقبت الله محروم خواهد شد» [طبراني آن را روايت كرده و آلباني آن را حسن لغيره دانسته است] اي تارك نماز !! آيا نمي داني ترك نماز كفر و شرك و گمراهي است؟ چه حسرت شديدي اگر در حالي كه تارك نماز هستي مرگت فرا رسد... سنگین آمده ام و با کوله باری از گناه سبک بازم گردان خدایا سبک آمده ام و با دستهایی تهی سنگین بازم گردان خدایا همه عشقها جاده های منتهی به تست .موانع را از پیش پای وصال بردار ای خدای مجیب کدام دوست هر گاه بخواهیم حاضر است؟! کدام محبوب هر گاه که بخواهیم پاسخگوست؟! اگر تو هیچ نگفته بودی جز همین کلام که : اجیب دعوه الداع اذا ذعان هر گاه مرا بخوانند پاسخ می گویم برای آتش زدن به جان عاشقانت کفایت میکرد . تو عین اجابتی به ما خواندن بیاموز ای خدای رمضان میهمانی تو دعوت به نخوردن و نخواستن است . دعوت به پرهیز و ستیز است. همچنانکه دوست داشتنت دعوت به پذیرش ابتلا و بلا. به ما تفهیم کن که تو جهان را چگونه نگاه میکنی؟ ای خدای شب قدر شب قدر بی تردید مجرای نزول برکات توست. ظرف وجودمان را برای پذیرش برکاتت وسعت بخش! خدایا کاری بکن که دل قرار بگیرد... ********* آنگاه که گفتی:... آنگاه که تنها شدی و در جست و جوی یک تکیه گاه مطمئن هستی بر من توکل نما. سوره مبارکه نمل 79 آنگاه که نومیدی بر جانت پنجه افکنده و رها نمی شوی به من امیدوار باش. سوره مبارکه زمر/53 آنگاه که در پی تعالی و کمال هستی نیتت را پاک و الهی کن. سوره مبارکه فاطر 29-30 آنگاه که دوست داری به آرزویت برسی به درگاهم دعا کن تا اجابت نمایم. سوره مبارک غافر60 آنگاه که دوست داری کسی همواره به یادت باشد به یاد من باش که من همواره به یاد تو هستم. سوره مبارکه بقره 152 آنگاه که دوست داری با من هم سخن شوی نماز را به یاد من بخوان. سوره مبارکه طه14 آنگاه که لغزش ها روحت را آزرده ساخت در توبه به روی تو باز است. سوره مبارکه قصص 67 خداوندا خود را تقدیم تو می دارم با من کن و از من ساز آنچه خود اراده می کنی از اسارت نفس رهایم کن تا انجام اراده ات را بهتر توانم مشکلاتم را بگیر تا پیروزی بر آنها شاهدی باشد برای کسانی که با قدرت تو عشق تو و راه تو یاریشان خواهم کرد باشد که همیشه بر اراده ات گردن نهم {-*آمین*-} ******************** خداوندا من اکنون آماده ام که تمام خوب و بد وجودم را به تو بسپارم وتمنا دارم یک یک نقص های درونم را که سد راه خدمت به تو و همنوعان من است برطرف کنی وقدرتی عطا فرما تا از این پس به خدمت تو کمربندم {-*آمین*-} به توخیانت می کنند تو مکن تو را تکذیب می کنند آرام باش تو را می ستایند فریب مخور تو را نکوهش می کنند شکوه مکن مردم از تو بد می گویند اندوهگین مشو همه تو را نیک می خوانند مسرور مباش آنگاه تو از ما خواهی بود «امام محمد باقرعلیه السلام» 28 مرداد 1387 26 مرداد 1387 پس از اخرین دیداربادوستانت ... حکایت
وقتي بغض گلويم ترکيد به کوير تبديل شدم از پشه پرسيدم کيستي؟ گفت: خروس بي محل تنها دلخوشيم مرور خاطرات گذشته بود که آلزايمر آنرا هم ازمن گرفت وقتي از زندگي سيرشدم مرگ هم برايم نازکرد آنقدردرنويسندگي مهارت دارد که با چهارحرف "کتاب" مي نويسد چين با آن همه وسعتش با اتو صاف مي شود راستي مي دونين فرق وام با نارنجک چيه: نارنجک يه ضامن داره ولي براي وام گرفتن بايد صدتا ضامن داشته باشي ************ ********* ****** اولين آينه چوبي جهان! اين آينه چوبي توسط Daniel Rozen با کنار هم گذاشتن 830 تکه چوب کوچک In the field of education, the concept of Global Citizenship Education (GCE) is rapidly incorporating, and at times superseding, references to "Multicultural Education", "Peace Education", "Human Rights Education' and "International Education". In terms of international relations, global citizenship may refer to a nation-state's responsibility to act with awareness of the world as a global community, by both recognizing and fulfilling its global obligations, and recognizing the rights of global 'citizens'. Global citizenship is related to the idealist school of thought, that states should include a level of moral goodwill in their foreign policy considerations. Whilst a judgement of 'good' global citizenship is a subjective one, some widely agreed upon examples of cases requiring a level of good global citizenship include the signing of the Kyoto Protocol, and the upholding of the UN Charter for Human Rights. Many states struggle to strike a balance between being a 'good' and 'effective' global citizen. The concept of global citizenship dates back as far as the Stoics of ancient Greece and Rome who pledged primary allegiance to the universal ideals of justice and honor over their allegiance to the polis or city-state. One of the earliest known declarations of global citizenship that is frequently cited by scholars came from the ancient Greek Cynic philosopher Diogenes of Sinope. When asked where he came from, he would reply, "I am a citizen of the world."[1] Various intellectuals since have addressed this subject, such as Thomas Paine, author of Common Sense (1776) who wrote, "My country is the world. My countrymen are mankind." Albert Einstein, another popular intellectual, addressed the need for more of a global approach to citizenship when he wrote, "Nationalism is an infantile sickness. It is the measles of the human race." Many challenges are presented by the term 'global citizenship', extending to a total rejection of the notion as even possible. For example, one prominent challenge is how global citizenship is closely intertwined with the concept of ethical universality (e.g., parcelling out individual responsibilities for the global). Ethical universality can frame global citizenship in terms of managerial tasks that are somehow coordinated by a larger (cohesive) entity. Global citizenship can also be seen as motivated by economic imperatives whereby one nation state encourages fluency of international markets/cultures/languages with the intent of being more competitive within a global economy. This is often identified as a 'neoliberal' approach to global citizenship. Global citizenship is people all over the world working together everyday making the world a better place. حقوق شهروندی آيا خدا هست ؟ ____________ _________ _________ _ ------------ --------- -------- real or fake روزنامه ایران صفحه حوادث تاریخ ٢٠/۵/١٣٨٧ مرداد ماه و چیزى شبیه یک منقار دارد. کارشناسان درتلاشند تا این هیولاى دریایى را شناسایى کنند. نمونه ای از این هیولا را در تخت جمشید داشته ایم و مجسمه ای بزرگ از آن در تخت جمشید وجود دارد. از نظر شباهتی که بسیار شباهت به این موجود کشف شده دارد هم از نظر منقار و هم از نظر دستهای این موجود. آیا این موجود در ایران بوده چرا در تخت جمشید چنین مجسمه ای وجود دارد؟ ____________ _________ ______ عنکبوت عراقی واقعی ____________ ____ تسونامی در تایلند ساختگی ____________ _________ __ ____________ _________ __ خواهرهای دوقلوی سیاه و سفید واقعی ____________ ____ ~ The 7 Children In 'The Sound of Music' - After 40 Years ~ They were having a reunion after 40 years خیلی از کسانی که به فیلم و سینما علاقه دارند بدون شک فیلم اشک ها و لبخند ها رو دیدن و خیلی از بزرگتر های ما از این فیلم خاطره دارن فیلمی که... آیا میدانستید که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند ؟ آیا میدانستید که زرافه ایستاده وضع حمل میكند و نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمین میافتد ؟ آیا میدانستید که گربه و سگ هر كدام پنج گروه خونی دارند و انسان فقط چهار گروه ؟ آیا میدانستید که روباه ها همه چیز را خاكستری میبینند ؟ آیا میدانستید که نرخ تولد نوزادان در ايران و جهان برابر است با 106 نوزاد پسر در ازای هر 100 نوزاد دختر و تا رده سنی 40 سال نسبت ها به همين گونه اند؟ آیا میدانستید که نرخ تولد نوزادان در زمان جنگ برابر است با 112 نوزاد پسر در ازای هر 100 نوزاد دختر؟ آیا میدانستید که قدرت بینایی جغد 82 برابر قدرت دید انسان است ؟ آیا میدانستید که در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد كه هزاران سال است در آن باران نباریده است ؟ آیا میدانستید كه هر 50 ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود ؟ آیا میدانستید که وزن اسكلت انسان بالغ بر سیزده تا پانزده كیلوگرم است ؟ آیا میدانستید که خرس قطبی هنگامی كه روی دو پا میایستد حدود سه متر است ؟ آیا میدانستید كه زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند ؟ آیا میدانستید که زرافه تار صوتی ندارد و لال است و نمیتواند هیچ صدایی از خود در آورد ؟ آیا میدانستید كه هر عنكبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند ؟ آیا میدانستید که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ؟ آیا میدانستید که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است ؟ آیا میدانستید که بدن انسان پنجاه هزار كیلومتر رشته عصبی دارد ؟ آیا میدانستید که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به كار رفته است ؟ آیا میدانستید كه طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار كیلومتر است ؟ آیا میدانستید که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور كند ؟ آیا میدانستید که تنها موجودی كه میتواند به پشت بخوابد انسان است ؟ آیا میدانستید که فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست كیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف میكند ؟ آیا میدانستید که اگر زنی به كوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر او كوررنگ میشوند ؟ آیا میدانستید كه كوههای آلپ در سال حدود یك سانتیمتر بلند میشوند ؟ آیا میدانستید كه وزن كوه یخی متوسط الحجم بیست میلیون تن است ؟ آیا میدانستید كه حس بویایی انسان قادر به دریافت وتشخیص ده هزار بوی متفاوت است ؟ آیا میدانستید كه یك قطره آب دارای یك صد میلیارد اتم است ؟ آیا میدانستید که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخارانرژی به زمین میفرستد ؟ آیا میدانستید که حس بویایی خرس تقریبا صد برابر قوی تر از انسان است ؟ آیا میدانستید که تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از سی سال فراتر نمیرفت ؟ آیا میدانستید كه مغز فیزیكدان نابغه، آلبرت اینشتین پانزده درصد از حجم مغز انسان عادی بزرگتر بود ؟ آیا میدانستید كه تنها چیزی كه در اسید حل نمیشود الماس است ؟ آیا میدانستید که هنگام صحبت برای بیا ن هر كلمه هفتاد و دو ماهیچه به كار گرفته میشود ؟ آیا میدانستید که خرسها موجوداتی چپ دست هستند ؟ آیا میدانستید كه هر ساله حدود پانصد شهاب سنگ نسبتا" بزرگ به زمین برخورد میكند ؟ آیا میدانستید كه 17 هزار نوع زنبور در جهان شناسایی شده است ؟ آیا میدانستید که بلندی شترمرغ به دو متر و نیم و وزنش به 90 کیلو میرسد ؟ آیا میدانستید كه کنه که حشره ای ریز است، میتواند یک سال تمام بدون غذا زنده بماند ؟ آیا میدانستید که لاک پشت در بین جانوران جهان، طولانی ترین عمر را دارد و ممکن است تا150سال عمر کند ؟ آیا میدانستید یك میلیون سیاره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد ؟ A Quick preparation for RAMADAN 1. Start reading Quran daily after 2.Spend some time listening to recitations 3.Train yourself to go bed early so that 4.Keep yourself in a state of Wudu 5.Evaluate yourself daily before going bed. 6.Thank Allah for good deeds, 7.Start giving Sadaqah daily, 8.Find time to pray extras, 9.Spend more time reading Islamic books, 10.Find time to help others with your wisdom, 11. Try to write articles on Islam for 12.Associate with Muslim scholars / ulama 13.Train yourself to do good, What to avoid 1. Avoid/reduce watching TV; instead spend 2. Avoid looking at unlawful pictures, whether magazines, department store catalogs or otherwise. 3.Spend free time in Masajid, 4 .If you smoke, try to reduce daily usage; 5 .If you have friends who do not practice 6 . If you travel a lot on business, 7 . If you are used to staying up till midnight, To prepare ourselves before the Remember: "Time is not money or gold; A Quick Checklist 1. Make a resolve to win the maximum 2. Try to recite some Holy Quran 3. Study the Tafseer (commentary) 4. Invite a person you are not very 5. Bring life to your family! 6. Give gifts on Eid to at least 5 people: 7. Make commitment to join Islamic 8. Donate generously to the Masajid, 9. Share month of Ramadan and its 10.Sleep little, eat little! Make sure 11.Seek the rare and oft-neglected 12.Weep in private for the forgiveness 13. Learn to control your tongue 14. Encourage others to enjoin 15.Experience the joy of Tahajjud prayers Continue the above practice till next Ramadan and so on.
در نماز علی علیه السلام سخنها رفته و كلامها گفته و كتابها نوشته شده است؛ «نمازی كه در آن، چنان غرق در مناجات و خضوع و بندگی میشد كه گوشش نمیشنید، چشمش نمیدید و زمین و آسمان و مافیها از خاطرش محو میشد! نمازی كه در آن از خوف خدا بر خود میلرزید و رنگ از رخسار مباركش میپرید. اصولاً معنای نماز را باید در نماز علی علیه السلام جست و معنای خوف را باید از چهره رنگ پریده او دریافت و خدا را باید از چشم او دید.
نقل است كه پس از شهادت امیرمومنان، حضرت علی علیه السلام، یكی از اصحاب آن حضرت به نام «ضرار» با معاویه روبرو شد. معاویه گفت: «میخواهم علی علیه السلام را برایم توصیف كنی!» ضرار - كه حالتی غمبار بر وجودش مستولی شده بود-
علی علیه السلام كه اولین نمازگزار پس از پیامبر صلی الله علیه و آله است و ركعت به ركعت نمازش و تكبیر به تكبیرش دیدنی و شنیدنی است، آخرین نمازش نیز شنیدنی است، هر چند كه قلم از توصیف عاجز باشد و بیان از تعریف، وامانده:
كوچهها را یكی پس از دیگری جا میگذاشت تا این كه به مسجد رسید. ابتدا چند ركعت نماز گزارد و چون فجر دمید، بر بام مسجد رفت و آخرین اذان خود را در آن شهر پر از حیله و نیرنگ، ارزانی زمینیان نمود و این آخرین اذانی بود كه علی علیه السلام بر ماذنه مسجد كوفه فریاد زد!
... و علی علیه السلام برای اقامه نماز به داخل مسجد آمد ... خفتگان را بیدار كرد؛ آن ملعون، ابن ملجم، بیدار بود ولی به روی شكم دراز كشیده و خود را به خواب زده بود و شمشیری در زیر جامهاش پنهان داشت، حضرت به او فرمود: «برخیز كه وقت نماز است و این چنین (به روی شكم) نخواب كه خواب شیطان است؛ بر دست راست بخواب كه خواب مومنان است و یا به طرف چپ بخواب كه خواب حكیمان است و یا به پشت بخواب كه خواب پیامبران (ع) است... قصدی در خاطر داری كه نزدیك است آسمانها از سنگینی آن فرو ریزند و اگر بخواهم میتوانم خبر دهم كه در زیر جامهات چه پنهان كردهای... .» پس به جانب محراب رفت؛ در محراب ایستاد و به نماز مشغول شد. ابن ملجم مضطرب و نگران بود ... علی علیه السلام به آرامی تكبیر گفت و به ركوع رفت... ابن ملجم كه در كنار ستونی به كمین ایستاده بود، چون بید به خود میلرزید ... علی علیه السلام سر از ركوع برداشت و به سجده رفت ... قلب كثیف ابن ملجم به شدت میتپید ... علی علیه السلام سر از سجده برداشت ... ابن ملجم دوید ... شمشیرش را بالا برد تا فرود آورد، ولی شمشیرش به سقف محراب گیر كرد. باز قصد فرود آوردن شمشیر را نمود، شمشیر را فرود آورد و فرق علی علیه السلام تا سجدهگاه شكافته شد و فریاد علی علیه السلام، فریاد در گلو مانده علی (علیه السلام) برخاست: «بسم الله و بالله و علی ملة رسول الله، فزت و رب الكعبه.» و جبرییل، عزادار و مویه كنان در میان زمین و آسمان بانگ برداشت:

پاورقی:
. 1- نهج البلاغه، خ131 .






و ما ادريك ما ليلة القدر
ليلة القدر خير من الف شهر
تنزل الملائكه و الروح فيها باذن ربهم
وصیت امام
على علیه السلام در سراسر عمر خود با مرگ دست به گریبان بود، او شب هجرت پیغمبر صلى الله علیه و آله در فراش آن حضرت كه قرار بود شجاعان قبائل عرب آن را زیر شمشیرها بگیرند آرمیده بود، على علیهالسلام در غزوات اسلامى همواره دم شمشیر بود و حریفان و مبارزان وى قهرمانان شجاع و مردان جنگ بودند، او میفرمود براى من فرق نمیكند كه مرگ به سراغ من آید و یا من به سوى مرگ روم بنابر این براى او هیچگونه جاى ترس نبود، على علیه السلام وصیت خود را به حسنین علیهماالسلام چنین بیان فرمود:
"اوصیكما بتقوى الله و ان لا تبغیا الدنیا و ان بغتكما، و لا تأسفا على شىء منها زوى عنكما..."(4) ؛ شما را به تقوى و ترس از خدا سفارش میكنم و این كه دنیا را نطلبید اگر چه دنیا شما را بخواهد و به آنچه از (زخارف دنیا) از دست شما رفته باشد تأسف مخورید و سخن راست و حق گوئید و براى پاداش (آخرت) كار كنید، ستمگر را دشمن باشید و ستمدیده را یارى نمائید.
شما و همه فرزندان و اهل بیتم و هر كه را كه نامه من به او برسد به تقوى و ترس از خدا و تنظیم امور زندگى و سازش میان خودتان سفارش میكنم زیرا از جد شما پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیدم كه میفرمود سازش دادن میان دو تن (از نظر پاداش) بهتر از تمام نماز و روزه (مستحبى) است، از خدا درباره یتیمان بترسید و براى دهان آنها نوبت قرار مدهید (كه گاهى سیر و گاهى گرسنه باشند) و در اثر بىتوجهى شما در نزد شما ضایع نگردند، درباره همسایگان از خدا بترسید كه آنها مورد وصیت پیغمبرتان هستند و آن حضرت درباره آنان همواره سفارش میكرد تا این كه ما گمان كردیم براى آنها (از همسایه) میراث قرار خواهد داد. و بترسید از خدا درباره قرآن كه دیگران با عمل كردن به آن بر شما پیشى نگیرند، درباره نماز از خدا بترسید كه ستون دین شما است و درباره خانه پروردگار (كعبه) از خدا بترسید و تا زنده هستید آن را خالى نگذارید كه اگر آن خالى بماند (از كیفر الهى) مهلت داده نمیشوید و بترسید از خدا درباره جهاد با مال و جا ن و زبانتان در راه خدا، و ملازم همبستگى و بخشش به یكدیگر باشید و از پشت كردن به هم و جدائى از یكدیگر دورى گزینید، امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنید (و الا) اشرارتان بر شما حكمرانى كنند و آنگاه شما (خدا را براى دفع آنها میخوانید) و او دعایتان را پاسخ نگوید.
على علیه السلام پس از ضربت خوردن در سحرگاه شب 19 رمضان تا اواخر شب 21 در خانه بسترى بود و در این مدت علاوه بر خانواده آن حضرت بعضى از اصحابش نیز جهت عیادت به حضور وى مشرف میشدند و در آخرین ساعات زندگى او از كلمات گهربارش بهرهمند میگشتند از جمله پندهاى حكیمانه او این بود كه فرمود: انا بالامس صاحبكم و الیوم عبرة لكم و غدا مفارقكم؛ من دیروز مصاحب شما بودم و امروز وضع و حال من مورد عبرت شما است و فردا از شما مفارقت میكنم.
مقدارى شیر براى على علیه السلام حاضر نمودند كمى میل كرد و فرمود به زندانى خود نیز از این شیر بدهید و او را اذیت و شكنجه نكنید اگر من زنده ماندم خود، دانم و او و اگر درگذشتم فقط یك ضربت به او بزنید زیرا او یك ضربت بیشتر به من نزده است و رو به فرزندش حسن علیه السلام نمود و فرمود:
چون على علیه السلام در اثر سمى كه به وسیله شمشیر از راه خون وارد بدن نازنینش شده بود بیحال و قادر به حركت نبود لذا در این مدت نمازش را نشسته میخواند و دائم در ذكر خدا بود، شب 21 رمضان كه رحلتش نزدیك شد دستور فرمود براى آخرین دیدار اعضاى خانواده او را حاضر نمایند تا در حضور همگى وصیتى دیگر كند.
اولاد على علیه السلام در اطراف وى گرد گشتند و در حالی كه چشمان آنها از گریه سرخ شده بود به وصایاى آن جناب گوش میدادند، اما وصیت او تنها براى اولاد وى نبود بلكه براى تمام افراد بشر تا انقراض عالم است زیرا حاوى یك سلسله دستورات اخلاقى و فلسفه عملى است و اینك خلاصه آن:
اى فرزندان من، شما را به تقوا و پرهیزكارى دعوت میكنم و به صبر و شكیبائى در برابر حوادث و ناملایمات توصیه مینمایم پاى بند دنیا نباشید و بر آنچه از دست شما رفته حسرت نخورید، شما را به اتحاد و اتفاق سفارش میكنم و از نفاق و پراكندگى بر حذر میدارم، حق و حقیقت را همیشه نصب العین قرار دهید و در همه حال چه هنگام غضب و اندوه و چه در موقع رضا و شادمانى از قانون ثابت عدالت پیروى كنید.
اى فرزندان من، هرگز خدا را فراموش مكنید و رضاى او را پیوسته در نظر بگیرید با اعمال عدل و داد نسبت به ستمدیدگان و ایثار و انفاق به یتیمان و درماندگان، او را خشنود سازید، در این باره از پیغمبر صلى الله علیه و آله شنیدم كه فرمود هر كه یتیمان را مانند اطفال خود پرستارى كند بهشت خدا مشتاق لقاى او میشود و هر كس مال یتیم را بخورد آتش دوزخ در انتظار او میباشد.
آخرین لحظات مولا
در این هنگام على علیه السلام در سكرات موت بود و پس از لحظاتى چشمان مباركش بآهستگى فرو خفت و در آخرین نفس فرمود:
آشكار شدن قبر مخفی حضرت علی علیه السلام
در مورد پیدایش قبر على علیه السلام شیخ مفید هم روایتى نقل میكند كه عبدالله بن حازم گفت روزى با هارون الرشید براى شكار از كوفه بیرون رفتیم و در پشت كوفه به غریین رسیدیم، در آنجا آهوانى را دیدیم و براى شكار آنها سگهاى شكارى و بازها را به سوى آنها رها نمودیم،آنها ساعتى دنبال آهوان دویدند اما نتوانستند كارى بكنند و آهوان به تپهاى كه در آنجا بود پناه برده و بالاى آن ایستادند و ما دیدیم كه بازها به كنار تپه فرود آمدند و سگها نیز برگشتند، هارون از این حادثه تعجب كرد و چون آهوان از تپه فرود آمدند دوباره بازها به سوى آنها پرواز كرده و سگها هم به طرف آنها دویدند آهوان مجددا به فراز تپه رفته و بازها و سگها نیز باز گشتند و این واقعه سه بار تكرار شد! هارون گفت زود بروید و هر كه را در این حوالى پیدا كردید نزد من آورید، و ما رفتیم و پیرمردى از قبیله بنىاسد را پیدا كردیم و او را نزد هارون آوردیم، هارون گفت اى شیخ مرا خبر ده كه این تپه چیست؟ آن مرد گفت اگر امانم دهى ترا از آن آگاه سازم! هارون گفت من با خدا عهد میكنم كه ترا از مكانت بیرون نكنم و به تو آزار نرسانم. شیخ گفت پدرم از پدرانش به من خبر داده است كه قبر على بن ابیطالب در این تپه است و خداى تعالى آن را حرم امن قرار داده است چیزى آنجا پناهنده نشود جز این كه ایمن گردد!
سلطان سلیمان كه از سلاطین آل عثمان و احداث كننده نهر حسینیه از شط فرات بود چون به كربلاى معلى میآمد به زیارت امیرالمؤمنین مشرف میشد، در نجف نزدیكى بارگاه شریف علوى از اسب پیاده شد و قصد نمود كه محض احترام و تجلیل تا قبه منوره پیاده رود.
(1) طبیب بایستى به معاویه میگفت تو كه چند لحظه تحمل یك قطعه آهن سرخ شده را ندارى پس در نتیجه طغیان و ریختن این همه خون مردم چگونه براى همیشه تحمل آتش سوزان دوزخ را خواهى نمود؟ این نیست جز این كه تو به روز جزا ایمان نیاوردهاى! مؤلف.

چه شبهايي كه نخلستانهاي ساكت اطراف مدينه چشم به راه اويند ، مردي كه هرشب از بين مردمي كه در پستوي خانههاي تنگ و تاريكشان خوابيدهاند ، خود رانجات ميدهد و به دامن پاك ، مهربان وآشناي نخلستانهاي مدينه پاميگذارد، درختان خرمايي كه منتظرند تا او را درميان خودشان بگيرندواز چشم بيگانهها لحظهاي دور نگه دارند.
به راستي چرا "علي" سر در حلقوم چاه ميبرد؟ چرا از شهر و خانه و خانوادهاش به نخلستانهاي مدينه پناه ميبرد؟ چرا تنها ميناليد ؟ چرا علي بايد دردهاي بيرحم وسنگين روزگار را به ناچاردر چاه بريزد ؟ واينها فقط به خاطر اين است كه"علي" تنها است.
او با علي آشناتر است ! 
وق بشر در هرات
را در قلمرو زيستن قرار داد. وضعيت آن ها سرانجام به کجا خواهد انجاميد و چرخی که خود بايد در گرداندن آن سهم داشته باشند، چه می کند؟ کودکان در هرات همچون ساير نقاط افغانستان حکايت غمگينی دارند. وقتی از شهر ها به طرف روستاها، دشت ها و يا کوهستان در حرکتيم اين داستان با کارکتر ها ی زخمی تر روايت می شود.
ا انجام می دهند و حقوق و دستمزد آنان به مراتب پايين تر و گاه حتا يک سوم هم نمی شود.
اگر فراهم آيد اين شادابی را بوضوح نشان می دهند. آن دسته از زنان هرات که بيرون از اين شهر و کشور زندگی می کنند، سعی کرده اند تا شادابی را حفظ کنند و آنانی که در هرات زندگی می کنند، شادابی شان را در زير برقع زندانی کرده اند، يعنی زندانی شده اند. تقريبا زنی را نمی توان در اين شهر يافت که از پوشش برقع و چادر استفاده نکند. آن ها می گويند که ناچارند در اين پوشش ظاهر شوند. در صحبت های کوتاهی که با برخی از آنان در شهر داشتم، آنان بريده بريده و با عجله پاسخ می دادند و علت هم پليس هرات و نگاه های حريص مردان بود. پليس اجازه نمی دهد که دختر و پسر در اين شهر آزادانه قدم بزنند و گفتگو کنند. در گفتگويی که با يکی از زنان فعال در زمينه ی حقوق بشر در اين شهر داشتم، او برايم زويای پنهانی را آشکار کرد که گاهی به چشم نمی آيد. او برايم تشريح کرد که کمبود دانش و نيز سنت ها چگونه دست بدست هم داده اند تا زن در هرات، مطيع و فرمان بردار باشد و از حقوق ابتدايی و آشکار خود دست بشويد. برای زنان عملا در هرات امنيت وجود ندارد. او به من گفت که برقع و چادر را از روی هراس به تن می کنند. زنان حق رانندگی ندارند. حق ايجاد توليدی ندارند. نمی توانند در فروشگاه ها مشغول بکار شوند و زن تنها مشخصه اش زاييدن است. در گشت و گذار در شهر تنها يک زن را ديدم که می توانست در محلی کار کند که محل داد و ستد است. وقتی به او گفتم که شما تنها زنی هستيد که در مقابل چشم همگان کار می کنيد و آيا مشکلی از اين جهت نداشتيد، پاسخ داد که جايی که من کار می کنم يک شرکت هواپيمايی ست و در اين مورد آن ها کوتاه آمده اند. او خنده ای کرد و گفت که دوست دارد همه آزاد باشند. من توانستم آزادانه در دفتر کارشان با او صحبت کنم، اما بيرون از آن جا خير. زنان در هرات به شکل های مختلفی محدود شده اند. آن ها حق انتخاب همسر را ندارند و برای همين اين عوامل دست بدست شده تا آمار خودسوزی زنان و دختران بالا برود. گاهی آنان در بدل دختری ديگر به زنی کسی در می آيند و تهديد تنها از جانب مرد نيست که اقوام و نزديکان نيز بايد بگونه ای شرايط را برای زن سخت تر کنند. زنان گاهی به عنوان خون بها به مردان سپرده می شوند و گاهی هم ميراث محسوب می شوند. آنان گاهی بدون اطلاع به عقد کسی در می آيند و بايد خانه ی پدری را ناچار به قصد خانه ی کسی که هرگز او را نديده اند و نمی شناسند، ترک کنند. گزارش شده که مردی چشم زنش را با چوب ترکانده است. گزارش شده است که دختری را چهار دست و پا بسته اند و به خانه ی شوهر اجباری انداخته اند. محاکم قضايی اين شهر نيز محاکمی مردسالار، برخواسته از جامعه ی سنتی افغانستان است. زنان نمی توانند به اين محاکم مراجعه کنند و در صورت مراجعه، حکم به نفع مرد خواهد بود. زندان زنان هرات اکنون حدود هفتاد زندانی زن را در خود جای داده است که بدلايل گوناگون همچون، قدم زدن دختری با پسری يا قتل شوهر اجباری در آنجايند. زنی پس از چند بار شکايت به محکمه به زندان رفته است. زنی که مرد اجباری اش با قومندان رابطه ی نزديک دارد. با وجود اين مسايل ديگر قاضی زن يا.. اصلا معنايی ندارد. تنها اجتماع زنان هرات که عنوان شورای همبستگی زنان را با خود دارد، وابسته به والی ست و کاملا جنبه ی تشريفاتی دارد. در عين حال با همه ی مقررات زيادی که عليه زنان در اين شهر وجود دارد، آمار خود فروشی بالاست. زنانی که همسران معتاد دارند ويا همسران خود را طی سال ها خشونت از دست داده اند، گاه ناچارند تا به خود فروشی تن دهند و از اين راه گذران عمر کنند![]()

از سوء رفتار تا كودك آزاري
ادامه مطلب




چگونه هزار رکعت نماز بخوانیم؟



درجه احسان به والدین

«Teoriya Resheniya Izobrototelskikh Zadatch »که برابر انگلیسی آن عبارت «Theory of Inventive Problem Solving » (با مخفف TIPS) است که به معنی نظریه حل ابداعانه ی مسئله می باشد . این دانش در سراسر جهان تحت عنوان TRIZ شناخته می شود و متداول شدن این نام به این علت است که بنیانگذار آن ، دانشمند خلاقیت شناس روسی گنریچ سائولویچ آلتشولر (G.S. Altshuller) (1998-1926) می باشد.
ادامه مطلب
شالودههای دانش TRIZ از سال 1946 توسط گنریچ آلتشولر بر اساس نتایج حاصل از مطالعه اختراعات مختلف پایهگذاری شد .
آلتشولر که به پدر TRIZ شهره است در سال 1926 در روسیه متولد گردید ؛ وی که از همان دوران نوجوانی نسبت به ابداعات و اختراعات کنجکاوی و علاقه خاصی داشت و اولین اختراع خود را در سن چهارده سالگی انجام داد ، در اداره ثبت اختراعات مشغول به کار شد .
ادامه مطلب
بر اساس گزارش روزنامه تایپه تایمز، در این پروژه که شرکت سرشناس Nintendo در عرصه ارایه بازیهای رایانه ای و ویدئویی نیز حضور دارد سیستم هوشمندی ارایه می شود که می تواند الگوهای رانندگی رانندگان را شناسایی کرده وتشخیص دهد .
این سیستم هوشمند می تواند به کنترل راننده در رویایی با خطرات بالقوه در حین رانندگی کمک کند .
به عنوان مثال این سیستم می تواند به صورت هوشمندانه سرعت خودرو را درصورتیکه احساس کند راننده بی دلیلی سرعت آن را افزایش داده است ، کاهش دهد .
خبرگزاری مهر
۷ خبر بعدی در ادامه لطفا بخوانید...
ادامه مطلب


اگر سفر نکنیم
اگر مطالعه نکنیم اگر به صدای زندگی گوش فرا ندهیم
اگر به خودمان بها ندهیم
هنگامی که عزت نفس را در خود بکشیم
هنگامی که دست یاری دیگران را رد کنیم
اگر بنده ی عادتهای خویش باشیم
اگر دچار روز مرگی شویم
اگر تغییری در رنگ لباس خود ندهیم
یا با کسانی که نمیشناسیم سر صحبت را باز کنیم
اگر احساسات خود را ابراز نکنیم
همان احساسات سرکش که
موجب درخشش چشمان ما میشود
و دل ما را به تپش در می اورد
مرگ تدریجی ما اغاز خواهد شد
اگر تحولی در زندگی خویش ایجاد نکنیم هنگامی که
از حرفه یا عشق خود نا راضی هستیم
اگر حاشیه امنیت خود را برای ارزویی به خطر نیندازیم
برای یک بار هم که شده
از حقیقتی عاقلانه بگریزیم
باید زندگی را امروز اغاز کنیم
بیایید امروز خطر کنیم !
همین امروز کاری بکنیم
اجازه ندهیم که دچار مرگ تدریجی شویم !
فراموش نکنیم شاد بودن را !!



خلاصه ای از زندگی و فعالیت های پروفسور حسابی


ادامه مطلب
ادامه مطلب

ادامه مطلب
لحظه هاي ماه رمضان را غنيمت شماريم
اي تارك نماز !! اگر نماز را ترك كني چه چيز از اسلام برايت باقي خواهد ماند؟ آيا نمي داني نماز ستون اسلام و خيمه ايمان است؟
چه مصيبت عظيمي اگر در اين حال در روز قيامت برانگيخته شوي...
و تا چه اندازه ـ اي تارك نماز ـ با ترك نماز جرمت بزرگ خواهد بود...
اي تارك نماز !! آيا نمي داني ترك نماز باعث غفلت و قسوت قلب خواهد شد؟ رسول الله صلي الله عليه و سلم مي فرمايد: «حتما گروه هايي از ترك نمازهاي جمعه خودداري خواهند كرد و يا اينكه حتما الله بر دلهايشان مهر خواهد زد و سپس از جمله غافلان خواهند بود.» 



















كد خبر: 1700
در این دوره، طراحان لباس عروس بیشتر به...
ادامه مطلب
فیلم سینمایی بر روی عینک شما
كد خبر: 1699
به گزارش دوخت(www.dukht.com) به نقل از چینادیلی، این عینک ساز 29 ساله، کار خود را 8 سال پیش با ساخت فریم های عینک وینیلی و پلاستیکی شروع کرد و حالا او عینکهایی را تهیه می کند که از نوار فیلمها ساخته می شود و کلیپ هایی از فیلم های سینمایی را به روی فریم نشان می دهد.
تیپتان در آمریکا بزرگ شده است و در حال حاضر در بوداپست زندگی می کند؛ و مجموعه عینک او در سرتاسر اروپا و آمریکای شمالی به فروش می رسد.
این فریم ها از نوارهای 35 میلیمتری و 16 میلیمتری تهیه می شود. این نوارها مربوط به فیلم های سال 1989 به بعد است که از سینماها جمع آوری می شود.
این فریم ها روی کامپیوتر طراحی می شوند و کارخانه ای در ایتالیا آنها را تولید می کند. تمام فیلم ها مواد خوبی برای این عینکها نیستند، زیرا تصاویر آنها باید پررنگ باشد و کنتراست زیادی داشته باشد. 
ادامه مطلب
ادامه مطلب
و اى كسى كه بندگانت را به پذيرفتن توبه عادت دادهاى
و اى كسى كه از عمل ايشان به مقدار اندك خشنود شدهاى
و اى كسى كه اندك ايشان را پاداش فراوان دادهاى
و اى كسى كه اجابت دعا را بر ايشان ضمانت كردهاى
به تو پناه مىبرم از آنكه در گناه اصرار ورزم
و براى آنچه در آن كوتاهى كردهام، از تو آمرزش مىطلبم
و براى هر عملى كه از انجامش فرو ماندهام از تو يارى مىجويم


ادامه مطلب
چگونه بايد يك خبر ناگوار را اطلاع داد !
داستان زير را آرت بو خوالد طنز نويس پر آوازه آمريكايي در تاييد اينكه نبايد اخبار ناگوار را به يكباره به شنونده گفت تعريف مي كند :
مرد ثروتمندي...
ادامه مطلب


خورشید تنبل است. چون پدرم زودتر از او از خواب بیدار می شود.
قالی چمن، بافت کارخانه بهار است.
به تعداد پنجره های دنیا خورشید وجود دارد.
بیچاره ماهیها! چون اشک ریختنشان را هیچ کس باور نمی کند.
وقتی اتوبوس به ایستگاه می رسد همه به احترام او از جایشان بلند می شوند.

اول عکس ها رو ببينيد تا بعد توضيحاتش رو بگم:
ساخته شده. هر تکه چوب با يک موتور کوچک کنترل مي شود.
يک دوربين مخفي تصوير شيء جلوي آينه را به کامپيوتر منتقل کرده
و کامپيوتر با تغيير وضعيت تکه هاي چوب تصوير مورد نظر را توليد مي کند!
ادامه مطلب
ادامه مطلب

نويسنده : ابراهیم حقیقی hagh406@Gmail.com
چکیده
واژه ي شهروند معمولاً همراه با واژه ي دولت مطرح گرديد. و ظهور آن را مي توان مصادف با پيدايش نخستين دولت هاي ملي دانست . در هرجامعه اي به ضرورت حكومتي وجود دارد . در هر حكومت دو گروه عمده را مي توان تشخيص داد .گروه حاكم، كه در حكم فرماندهان جامعه هستند .و در مقابل ساير افراد جامعه كه محكوم به تبعيت از گروه نخست هستند (فرمانبران). كه البته هر كدام از دو گروه فوق در جوامع ودوره هاي مختلف عناوين مختلفي به خود مي گيرند. هر كدام از اين عناوين حقوق و وظايف خاصي را ايجاب مي كند. در صورتي كه حاكم عناويني چون سلطان ،ارباب ، خاقان و امپراطور داشته باشد،فرمانبران خود را رعيّت مي دانند كه بايد بي چون و چرا از دستورات حاكم تبعيت كنند . در اين حالت معمولاً حاكمان خود را ازگوهر و نژاد برتر دانسته خود را ملزم به پاسخگویی به رعیت نمی دانند. در حالیکه دولت قدرت خود را ناشی از ملت دانسته و در مقابل ملت مسئولیت دارد. شهروند نیز برخلاف رعیت از حقوق و تکالیف متقابل در ارتباط با دولت برخوردار است .ازجمله حقوق او می توان: آزادی عقیده ، آزادی بیان ، تساوی در مقابل قانون ، مصون بودن جان ، مال ، مسکن و شغل از تعرض ، تشکیل اجتماعات ، انتخاب شغل دلخواه ،تأمین اجتماعی ، آموزش و پرورش رایگان، حق دادخواهی ، حق تابعیت،حق اقامت را نام برد.

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.
در حال کار گفتگوی جالبی بین آنها در گرفت.
آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.
وقتی به موضوع « خدا » رسیدند.
آرایشگر گفت: ...
ادامه مطلب

سارمينتو: از قرار گرفتن كنار ساعي شگفت زده شدم
سارمينتو پس از كسب مدال نقره در وزن سوم تكواندو اظهار داشت: خوشحالم كه فينال را مقابل قهرمان آتن بازي كردم. اين براي من افتخار است كه كنار ساعي و لوپز 2 قهرمان المپيك قرار گرفتم و از اين بابت شگفت زده هستم.
اين تكواندوكار...
ادامه مطلب
Alberta Travel Advertisement
GTA IV
ادامه مطلب
پیداشدن لاشه هیولاى دریایى در سواحل امریکا، پژوهشگران را متحیر کرده است.این حیوان، بدنى بدون مو و پوست چرمى با دندان هایى تیز
اهورا فره وشی: خب اگر باز هم ما کمی شکیبایی کنیم و با نگاهی عمیق به این موضوع بپردازیم خواهیم دید که در ٢۵٠٠ سال پیش ما
ادامه مطلب

'The Sound of Music' is a 1965 film.
It won the Academy Award for Best Picture of 1965
and is one of the most popular musicals ever produced.
Still remember the 7 children of the Trapp family?
and all were looking healthy and amazingly well.....
ادامه مطلب


Salat al-Fajr.
from the Quran.
you can wake up far Salat al-Fajr.
(Ablution) most of the time.
and repent to Him for your
mistakes and sins.
no matter how little.
Make it a habit like eating and drinking.
such as Tahajjud prayers.
especially the Quran, Hadith, and Fiqh.
knowledge and other talents.
Muslims as well as for non-Muslims.
and other pious people so that you may
learn from them.
render free service to others to seek
the pleasure of Allah.
more time reading the Quran and
other Islamic literature.
Islamic organizations and make
that a daily habit.
otherwise Ramadan will be very
difficult for you to observe.
the teaching of Islam,
try to avoid socializing with them.
try to do more local business,
so you can be more closer to your family
and community.
try to go to bed earlier,
so that you will be able to wake up
early for Salat al-Fajr and Tahajjud
prayers as well.
month of Ramadan arrives is far better
than waiting till it comes.
To prepare ourselves for anything in life
is a sign of wisdom and maturity.
No one is assured of living one day more;
tomorrow may not come.
So hurry and benefit from blessings and
rewards from Allah.
it is life itself and is limited.
You must begin to appreciate
every moment of your life and
always strive to make the best use of it."
favor of Allah by performing extra
Voluntary prayers (Nawaafil),
making frequent Dua and increased
remembrance (Dhikr).
after every Prayer.
In fact if you read 3-4 pages after
every Prayer you can easily finish
the entire Quran in Ramadan!
every morning.
close with or your relatives to
your home for Iftaar, at least once a week
(Weekend). You will notice the
blessings in your relationships!
Everyday, try to conclude the
fast with your family and spend
some quality time together to understand
each other better.
2 to your family members,
2 to your good friends,
and 1 to a person whom you love purely
for the sake of Allah.
study circles to learn more about Islam
and improve your own life.
Islamic organizations, and any where
people are in need or oppressed.
"Because Ramadan, is a month of sharing!"
teachings of peace and patience with
your neighbors.
you do not defeat the purpose of fasting
by over-indulging in food and being lazy.
rewards of the night better than 1000 months
( Laylatul-Qadr / Shab-e-Qadr) .
of your sins: Ramadan is the month
of forgiveness and Allah's Mercy!
It's never too late.
and lower your gaze.
Remember the Prophet's (pbuh)
warning that lying, backbiting,
and a lustful gaze all violate
the Ramadan fast!
and love goodness, and to abandon
everything that Allah dislikes.
Play the role of a Da'ee (one who invites to Allah)
with zeal, passion, and sympathy.
late at night and devote yourself purely
and fully to Allah in the Itikaf retreat
during the last 10 days of Ramadan 






































شاد بودن هنر است

.jpg)














































