تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

ترنم لحظه ها

ترنم لحظه ها

اجتماعی.فرهنگی و علمی

به قدرت خدای درونم, جهانم به همان زیبایی و شگفتیست که می خواهم...
و من دیگر كلمه ای از ناتوانی، درد، و درماندگی نخواهم گفت و نخواهم نوشت... چون میتوانیم...
من حتی سعی هم نخواهم كرد! بلكه انجام خواهم داد...
نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر 1388ساعت 8 AM توسط سعیده سرایدار| |

Self-dealing

From Wikipedia, the free encyclopediaThe court of chancery, which governed fiduciary relations prior to the Judicature Acts

 

Self-dealing trustee, an attorney, a corporate officer, or other fiduciary that consists of taking advantage of his position in a transaction and acting for his own interests rather than for the interests of the beneficiaries of the trust, corporate shareholders, or his clients. Self-dealing may involve misappropriation or usurpation of corporate assets or opportunities.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیستم مهر 1387ساعت 11 AM توسط سعیده سرایدار| |

  * آزمون وكالت اتحاديه به جز كانون مركز نيمه دوم آبان برگزار مي‌شود

بهمن كشاورز رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري
                                       
رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري با بيان اين‌كه آزمون وكالت ۸۷ اتحاديه( به جز كانون مركز) نيمه دوم آبان ماه برگزار مي‌شود، تاكيد كرد: داوطلبان نبايد به هيچ وجه نگران محدوديت مدت ثبت نام باشند.

بهمن كشاورز در گفت‌وگو با خبرنگار حقوقي ايسنا درباره زمان برگزاري آزمون وكالت امسال گفت: با توجه به مسايل اجرايي برگزاري آزمون و اينكه كانون وكلاي دادگستري مركز متشكل از استان‌هاي تهران، سمنان، يزد، كرمان، سيستان و بلوچستان و هرمزگان -به جهاتي كه ذكر آن در اينجا نه لازم است و نه مفيد- آزمون خود را جدا از اتحاديه برگزار مي‌كند، اتحاديه كانون‌هاي وكلاي دادگستري كه كانون‌هاي آذربايجان شرقي، آذربايجان غربي، اردبيل اصفهان و چهار محال و بختياري، خراسان ، خوزستان و لرستان، فارس، بوشهر و كهگيلويه و بويراحمد، قزوين ، قم ، كردستان، كرمانشاه و ايلام، گلستان، گيلان ، مازندران، مركزي (به مركزيت اراك ) و همدان را در بر مي‌گيرد، آزمون ورودي كانون‌هاي اخير را طبق معمول سنواتي برگزار خواهد كرد.

وي افزود: هيات اجرايي اتحاديه به منظور ايجاد شانس مضاعف براي داوطلبان ورود به وكالت مقرر كرده است آزمون‌هاي ورودي اتحاديه حتما در روزي غير از برگزاري آزمون كانون وكلاي مركز انجام شود. كشاورز تصريح كرد: داوطلبان نبايد به هيچ وجه نگران محدوديت مدت ثبت نام باشند زيرا با تغييري كه در روش ثبت نام و نحوه برگزاري آزمون داده شده بدون ترديد داوطلبان فرصت كافي خواهند داشت تا بي دغدغه ثبت نام كنند.

رييس اتحاديه سراسري كانون‌هاي وكلاي دادگستري درباره تعداد مورد پذيرش كانون‌هاي مختلف گفت:

كانون وكلاي آذربايجان شرقي ۱۵۰ نفر، آذربايجان غربي ۶۶ نفر، كانون اردبيل ۳۰ نفر، اصفهان و چهار محال و بختياري ۱۳۰، خراسان ۱۲۵ نفر، خوزستان و لرستان ۶۰ نفر، فارس بوشهر و كهگيلويه و بويراحمد ۳۰۰ نفر، قزوين ۲۰ نفر، قم ۲۵ نفر، كردستان ۲۲ نفر، كانون كرمانشاه و ايلام ۳۴ نفر،گلستان ۸۰ نفر، گيلان ۳۰ نفر، مازندران ۵۰ نفر، استان مركزي ۲۰ نفر و همدان ۲۰ نفر از بين داوطلبان پذيرش مي‌كنند.
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر 1387ساعت 10 AM توسط سعیده سرایدار| |

نوآوری در سیستم قضایی

در جهت ارائه طریق برای  نیل به نوآوری صرف ارائه ایده و نظریه هر چند جذاب و به ظاهر سهل باشد اما نباید بدون آزمون آنرا به بدنه تشکیلات قضائی تزریق کرد چرا که ممکن است عواقب وخیم و ناگواری در پی داشته باشد که در بدو امر مشخص نبوده و صرفاٌ با گذشت زمان علایم ناگوار آن ظهور پیدا می کند . لذا نوآوری باید مبتنی بر دو رکن علم و


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 1 PM توسط سعیده سرایدار| |
 


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 5 PM توسط سعیده سرایدار| |

ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه هفتم مهر 1387ساعت 5 PM توسط سعیده سرایدار| |

وق بشر در هرات

کودکان، زنان و مردان

کامران ميرهزار                     

                              editor@kabulpress.org  

حقوق بشر وقتی پای به هرات می گذارد، بايد نگاه و گستره ی هستندگی خود را وسعت دهد و تمام زوايا را بنگرد که مبادا کودک، زن يا مردی از اين نگاه دور بماند. حقوق بشر از دريچه ی گسترده تر، زوايای افغانستان غمگين و زخم خورده را بيشتر می نماياند. سال هاست که حقوق کودکان، زنان و مردان مان در هرات ناديده گرفته شده و خشونت در کنار همه ی شاهکارهای انسانی که در هرات وجود دارد، بارها آدمی را در مسير فرسايش قرار داده است. اگر زاويه ی نگاهمان را وسعت دهيم، ساخت و سازهای سريع و به ظاهر مدرن، يا سرازير کردن اتومبيل های گوناگون، همانگونه که هرات را چهره ای ناهمگون داده است، بر قسمت های پنهان جامعه دست می گذارد و جامعه ی ما را جامعه ای با همان سيستم طبقه بندی شده ی کلاسيک، فقير و غنی تقسيم می کند و فرسايش ادامه می يابد. جامعه ی فرسوده، جامعه ای نيست که در آن انسان بتواند آزاد باشد و از تمامی حقوق انسانی خود برخوردار. هرات از يک زاويه که محدود بنگريم،  در حال رشد است و از زاويه ی بازتر در حال فرو ريختن. حقوق انسانی در اين شهر محدود می باشد و انسان های زيادی هستند که برای بدست آوردن اولين حقوق خود، خوراک، پوشاک و آموزش، حقوق ديگر خود را هم از دست می دهند. کودکان، زنان و مردان زيادی را می توان يافت که فضای روانی فرسوده ای را سپری می کنند. گشودن پنجره ها ی حقوق بشر در افغانستان، حقايق دردناکی را می نماياند که اين برشی ست از هرات، شهر ناجوهای آن.

کودکان در هرات

کودکان زيادی در هرات می زيند که نمی توان قاطعانه آن ها را در قلمرو زيستن قرار داد. وضعيت آن ها سرانجام به کجا خواهد انجاميد و چرخی که خود بايد در گرداندن آن سهم داشته باشند، چه می کند؟ کودکان در هرات همچون ساير نقاط افغانستان حکايت غمگينی دارند. وقتی از شهر ها به طرف روستاها، دشت ها و يا کوهستان در حرکتيم اين داستان با کارکتر ها ی زخمی تر روايت می شود.

در سطح شهر هرات به وضوح می توان تکدی گری کودکان را مشاهده کرد. دختران و پسران کمتر از ده سال برای بدست آوردن روزی گاهی دست به تکدی می زنند. آنان ناچارند که برای بدست آوردن کمترين چيز دست تکدی بسوی ديگران دراز کنند و اينگونه کودکان از همان ابتدای زندگانی با محيطی برخورد می کنند که يکی دارد و يکی خير و آنکه ندارد بايد از اين راه، يعنی تکدی گذران زندگی کند. در کنار اين فقر در همه ی ابعاد آن دست به دست هم داده تا علاوه بر تکدی کودکان، زمينه های  سرقت، اعتياد ، سوء استفاده ی جنسی و کارهای سخت و طاقت فرسا برای آنان فراهم آيد. آنان گاهی با سرقت های جزيی روانه ی مراکز اصلاح و تربيت می شوند که آمار کودکان در اين مراکز  از دوازده نفر  گاهی تا پنجاه نفر نيز بصورت ماهانه در نوسان است. اين تعداد تنها تعداد محدودی از کودکان زيادی را تشکيل می دهند که دست به سرقت می زنند و از اين مکان سر در می آورند. در کنار اين مرکز بازتوانی و بازپروی معتادان هرات نيز هست که در مدت چهار سال اخير سه هزار و صد و بيست و  شش نفر  کودک معتاد را پذيرا بوده است. در اين ميان می توان به کودکان دختر اشاره کرد که از طريق والدين خود دچار شده اند. چند علت عمده را می توان برای اعتياد کودکان يافت. يکی اينکه به علت فقر والدين در حين تکدی از کودکان خود نيز استفاده می کنند. آنان به کودکان قرص های خواب آور داده تا آرام باشند و گاهی حس نوع دوستی افراد را جلب کنند. کودکانی که اينگونه قرص های خواب آور را می خورند، رفته رفته به اعتياد دچار می شوند. علت دومی که می توان برای اعتياد کودکان ذکر کرد اينست که در مناطقی از اطراف هرات مانند شيندند که خشخاش کشت می شود، کودکان کار نيش زدن قوزه ها را انجام می دهند و در اثز چشيدن آنان آهسته آهسته معتاد می شوند.  يکی ديگر از علل اعتياد کودکان را می توان زندگی در ايران دانست. زندگی که والدين در آن به اعتياد روی آوردند و محيط اعتياد برای کودکان فراهم شده و معتاد می شوند.

 کار کودکان نيز يکی از موارد چشمگيری ست که در هرات و نواحی اطراف آن وجود دارد. کودکان به کارهای مختلفی می پردازند که از آن جمله می توان به قالی بافی، خياطی، فروشندگی، کار در کارخانه و .. اشاره کرد. بار ها در هرات ديده شده است که کودکان دستفروش را ماموران شاروالی کتک می زنند و کراچی های آنان را با خود می برند. از سويی به آنان دستمزد مناسب پرداخت نمی شود. گاهی ديده می شود که کودکان کار های سنگين تری نسبت به بزرگتر هبرشی از سيمای کودکان وطنا انجام می دهند و حقوق و دستمزد آنان به مراتب پايين تر و گاه حتا يک سوم هم نمی شود.

زمينه های آموزش برای کودکان گاهی در اطراف هرات به صفر می رسد. در ولسوالی هايی چون غور و فراه عملا مکاتب دخترانه وجود ندارد. مکاتبی هم که وجود دارد يا در فضای باز می باشد و يا زير خيمه ها. در عين حال کيفيت آموزش به شدت پايين می باشد. کسانی که تدريس می کنند گاهی حتا تا صنف دوازدهم نيز خود نخوانده اند. از سويی حتا کتب درسی نيز به اندازه ی کافی در دسترس کودکان نمی باشد. گاهی در يک کلاسی که نزديک بيست دانش آموز وجود دارد، تنها دو يا سه کتاب وجود دارد. از سويی باز کيفيت و سيستم طرح شده در کتاب ها نيز سيستم فرسوده ای می باشد که خود در برخی موارد مانع از رشد و نمو استعداد ها می شود. در مکاتب، کودکان به شدت تنبيه می شوند و رفتار مناسبی با آنان نمی شود.

قاچاق و ربودن کودکان نيز  از موارد مهمی ست که گريبانگير آنان است. قاچاق کودکان به نيمروز برای کار امر شايعی محسوب می شود و  ربودن کودکان از هرات نيز در ماه های اخير آغاز شده است. از کودکان گاهی برای جابجايی مواد مخدر استفاده می شود و گاهی ناچارند که مواد را آنان ببلعند و در جايی ديگر آن را از بدن خود خارج کنند. در همين حال کودکان ربوده می شوند تا علاوه بر حمل مواد مخدر از قسمت های مختلف بدن آنان استفاده شود و به خريد و فروش برسد.

ازدواج زودهنگام شايد در همه جای افغانستان شايع باشد و در اين بين هرات و مناطق اطراف آن نيز از اين قاعده مستثنا نيست.  در شيندند دختر هجده ساله ای را به عقد پسر شش ساله در آورده اند. دختر هجده ساله نامزد برادر پسر شش ساله بوده که به علت درگيری ها کشته شده و خانواده ی دختر نخواسته است که او را نگاه کند. حدود سه ماه پيش نيز ديده شده است که دختر شانزده ساله ای را به عقد مرد هشتاد ساله در آورده اند.  

در هرات وسايل تفريحی هست، اما نه برای همه ی کودکان. در اين شهر به وضوح می توان فاصله ی فقير و غنی را مشاهده کرد و همه ی امکانات را اين غنی ست که حق خود می داند.

زنان در هرات

زنان هرات ذاتا زنان شاداب می باشند و  موقعيتی اگر فراهم آيد اين شادابی را بوضوح نشان می دهند. آن دسته از زنان هرات که بيرون از اين شهر و کشور زندگی می کنند، سعی کرده اند تا شادابی را حفظ کنند و آنانی که در هرات زندگی می کنند، شادابی شان را در زير برقع زندانی کرده اند، يعنی زندانی شده اند. تقريبا زنی را نمی توان در اين شهر يافت که از پوشش برقع و چادر استفاده نکند. آن ها می گويند که ناچارند در اين پوشش ظاهر شوند. در صحبت های کوتاهی که با برخی از آنان در شهر داشتم، آنان بريده بريده و با عجله پاسخ می دادند و علت هم پليس هرات و نگاه های حريص مردان بود. پليس اجازه نمی دهد که دختر و پسر در اين شهر آزادانه قدم بزنند و گفتگو کنند. در گفتگويی که با يکی از زنان فعال در زمينه ی حقوق بشر در اين شهر داشتم، او برايم زويای پنهانی را آشکار کرد که گاهی به چشم نمی آيد. او برايم تشريح کرد که کمبود دانش و نيز سنت ها چگونه دست بدست هم داده اند تا زن در هرات، مطيع و فرمان بردار باشد و از حقوق ابتدايی و آشکار خود دست بشويد. برای زنان عملا در هرات امنيت وجود ندارد. او به من گفت که برقع و چادر را از روی هراس به تن می کنند. زنان حق رانندگی ندارند. حق ايجاد توليدی ندارند. نمی توانند در فروشگاه ها مشغول بکار شوند و زن تنها مشخصه اش زاييدن است. در گشت و گذار در شهر تنها يک زن را ديدم که می توانست در محلی کار کند که محل داد و ستد است. وقتی به او گفتم که شما تنها زنی هستيد که در مقابل چشم همگان کار می کنيد و  آيا مشکلی از اين جهت نداشتيد، پاسخ داد که جايی که من کار می کنم يک شرکت هواپيمايی ست و در اين مورد آن ها کوتاه آمده اند. او خنده ای کرد و گفت که دوست دارد همه آزاد باشند. من توانستم آزادانه در دفتر کارشان با او صحبت کنم، اما بيرون از آن جا خير. زنان در هرات به شکل های مختلفی محدود شده اند. آن ها حق انتخاب همسر را ندارند و برای همين اين عوامل دست بدست شده تا آمار خودسوزی زنان و دختران بالا برود. گاهی آنان در بدل دختری ديگر به زنی کسی در می آيند  و تهديد تنها از جانب مرد نيست که اقوام و نزديکان نيز بايد بگونه ای شرايط را برای زن سخت تر کنند. زنان گاهی به عنوان خون بها به مردان سپرده می شوند و گاهی هم ميراث محسوب می شوند. آنان گاهی بدون اطلاع به عقد کسی در می آيند و بايد خانه ی پدری را ناچار به قصد خانه ی کسی که هرگز او را نديده اند و نمی شناسند، ترک کنند. گزارش شده که مردی چشم زنش را با چوب ترکانده است. گزارش شده است که دختری را چهار دست و پا بسته اند و به خانه ی شوهر اجباری انداخته اند. محاکم قضايی اين شهر نيز محاکمی مردسالار، برخواسته از جامعه ی سنتی افغانستان است. زنان نمی توانند به اين محاکم مراجعه کنند و در صورت مراجعه، حکم به نفع مرد خواهد بود. زندان زنان هرات اکنون حدود هفتاد زندانی زن را در خود جای داده است که بدلايل گوناگون همچون، قدم زدن دختری با پسری يا قتل شوهر اجباری در آنجايند. زنی پس از چند بار شکايت به محکمه به زندان رفته است. زنی که مرد اجباری اش با قومندان رابطه ی نزديک دارد. با وجود اين مسايل ديگر قاضی زن يا.. اصلا معنايی ندارد. تنها اجتماع زنان هرات که عنوان شورای همبستگی زنان را با خود دارد، وابسته به والی ست و کاملا جنبه ی تشريفاتی دارد. در عين حال با همه ی مقررات زيادی که عليه زنان در اين شهر وجود دارد، آمار خود فروشی بالاست. زنانی که همسران معتاد دارند ويا همسران خود را طی سال ها خشونت از دست داده اند، گاه ناچارند تا به خود فروشی تن دهند و از اين راه گذران عمر کنند

مردان در هرات

هرات بهترين شهر تجاری افغانستان محسوب می شود. در هرات مردان اغلب به خريد و فروش انواع کالا ها مشغول اند و  کار عمومی همين خريد و فروش اجناس مختلف می باشد. اين شهر در عين حالی که شهری تجاری محسوب می شود، يکی از شهرهای فرهنگی افغانستان هست که اين فرهنگ را در طول تاريخ دست بدست کرده است و اکنون از آن تاريخ مسجد زيبای جامع هرات مانده است و مناره های در حال تخريب باغ گوهر شاد خاتون و چيزهای ديگر. مردان هراتی غالبا فقط به تجارت می انديشند و شرکت در فعاليت های فرهنگی و اجتماعی برايشان بگونه ای منع شده  است. آنان نمی توانند آزادانه اجتماعات مختلف تشکيل دهند و روابط آزادانه با زنان برقرار کنند. در هرات اسماعيل خان فرمان های اوست که بايد اجرا شود و والی اختيار تام دارد. از سويی اين نوع برخورد رفته رفته در فرهنگ هرات تاثير گذاشته و مردان به سمت همان تجارت رانده شده اند. مردان هرات در بوجود آوردن شکل سنتی اين شهر نقش اساسی دارند. آنان به زنان خود اجازه ی بروز نمی دهند و همچنان مردسالاری را حفظ کرده اند. هرات شهر ناجو ها می تواند يکی از بهترين شهر های افغانستان باشد که در کنار تجارت، در زمينه های گوناگون بشری در جامعه ی مجروح افغانستان نقش داشته باشد.

رها، خانه ی جهانی نويسندگان آزاد

دستگيری يک روزنامه نگار برای انتشار مقاله در اينترنت

هنر و ادبيات مشرق زمين در ميان کولی های برزيل

 

پناهندگان افغانی را راحت بگذاريد

 

چشم اندازافغانستان نو

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 3 PM توسط سعیده سرایدار| |

 

از سوء  رفتار تا كودك آزاري

 

بررسي هاي به عمل آمده در كانون اصلاح و تربيت نشانگر آن است كه 99 درصد كودكان بزهكار داراي والدين زودخشم و مهاجم بوده اند و 80 درصد كودكاني كه دست به خودكشي زده اند نيز مورد شكنجه و آزار قرار مي گرفته اند و 90 درصد جواناني كه به مواد مخدر روي آورده اند از آزارگري والدين و مربيان خود خاطره ها دارند همچنين 90 درصد والدين كودك آزار خود در كودكي مورد آزار و اذيت و تنبيه بدني و روحي و رواني قرار گرفته اند . براي كودك آزاري در كتاب هاي لغت تعريفي نيافتيم ولي كارشناسان ، كودك آزاري را تجاوز به حقوق قانوني كودكان و رساندن آسيب بدني و رواني به آنها عنوان مي كنند . يونيسف نيز سوء رفتار يا رفتار مسامحه گرانه و نادرست با كودكان را كودك آزاري معرفي مي كند . در ماده 4 بند 1 پيمان جهاني كودك آمده است كه« والدين و سرپرستان در برابر اشتباهات كودكان از روشهاي نامناسب تنبيه و سرزنش استفاده نكنند. » ...


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 2 PM توسط سعیده سرایدار| |

ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 2 PM توسط سعیده سرایدار| |
Global Citizenship is both moral and ethical disposition which might guide an individual or groups' understanding of the local and global contexts — and their relative responsibilities within different communities. It is motivated through a complex set of commitments to local interests (love of family, communal fairness, self-interest) and a sense of universal equality and notions of care for human beings and the world in its entirety. Global citizenship, as participatory action, entails a responsibility to alleviating local and global inequality, while simultaneously avoiding action that hinders the well-being of individuals or damages the planet. This notion is closely linked to an understanding of globalization and cosmopolitanism.

In the field of education, the concept of Global Citizenship Education (GCE) is rapidly incorporating, and at times superseding, references to "Multicultural Education", "Peace Education", "Human Rights Education' and "International Education".

In terms of international relations, global citizenship may refer to a nation-state's responsibility to act with awareness of the world as a global community, by both recognizing and fulfilling its global obligations, and recognizing the rights of global 'citizens'. Global citizenship is related to the idealist school of thought, that states should include a level of moral goodwill in their foreign policy considerations. Whilst a judgement of 'good' global citizenship is a subjective one, some widely agreed upon examples of cases requiring a level of good global citizenship include the signing of the Kyoto Protocol, and the upholding of the UN Charter for Human Rights. Many states struggle to strike a balance between being a 'good' and 'effective' global citizen.

The concept of global citizenship dates back as far as the Stoics of ancient Greece and Rome who pledged primary allegiance to the universal ideals of justice and honor over their allegiance to the polis or city-state. One of the earliest known declarations of global citizenship that is frequently cited by scholars came from the ancient Greek Cynic philosopher Diogenes of Sinope. When asked where he came from, he would reply, "I am a citizen of the world."[1] Various intellectuals since have addressed this subject, such as Thomas Paine, author of Common Sense (1776) who wrote, "My country is the world. My countrymen are mankind." Albert Einstein, another popular intellectual, addressed the need for more of a global approach to citizenship when he wrote, "Nationalism is an infantile sickness. It is the measles of the human race."

Many challenges are presented by the term 'global citizenship', extending to a total rejection of the notion as even possible. For example, one prominent challenge is how global citizenship is closely intertwined with the concept of ethical universality (e.g., parcelling out individual responsibilities for the global). Ethical universality can frame global citizenship in terms of managerial tasks that are somehow coordinated by a larger (cohesive) entity. Global citizenship can also be seen as motivated by economic imperatives whereby one nation state encourages fluency of international markets/cultures/languages with the intent of being more competitive within a global economy. This is often identified as a 'neoliberal' approach to global citizenship. Global citizenship is people all over the world working together everyday making the world a better place.

نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 1 AM توسط سعیده سرایدار| |

حقوق شهروندی
نويسنده : ابراهیم حقیقی hagh406@Gmail.com

چکیده
واژه ي شهروند معمولاً همراه با واژه ي دولت مطرح گرديد. و ظهور آن را مي توان مصادف با پيدايش نخستين دولت هاي ملي دانست . در هرجامعه اي به ضرورت حكومتي وجود دارد . در هر حكومت دو گروه عمده را مي توان تشخيص داد .گروه حاكم، كه در حكم فرماندهان جامعه هستند .و در مقابل ساير افراد جامعه كه محكوم به تبعيت از گروه نخست هستند (فرمانبران). كه البته هر كدام از دو گروه فوق در جوامع ودوره هاي مختلف عناوين مختلفي به خود مي گيرند. هر كدام از اين عناوين حقوق و وظايف خاصي را ايجاب مي كند. در صورتي كه حاكم عناويني چون سلطان ،ارباب ، خاقان و امپراطور داشته باشد،فرمانبران خود را رعيّت مي دانند كه بايد بي چون و چرا از دستورات حاكم تبعيت كنند . در اين حالت معمولاً حاكمان خود را ازگوهر و نژاد برتر دانسته خود را ملزم به پاسخگویی به رعیت نمی دانند. در حالیکه دولت قدرت خود را ناشی از ملت دانسته و در مقابل ملت مسئولیت دارد. شهروند نیز برخلاف رعیت از حقوق و تکالیف متقابل در ارتباط با دولت برخوردار است .ازجمله حقوق او می توان: آزادی عقیده ، آزادی بیان ، تساوی در مقابل قانون ، مصون بودن جان ، مال ، مسکن و شغل از تعرض ، تشکیل اجتماعات ، انتخاب شغل دلخواه ،تأمین اجتماعی ، آموزش و پرورش رایگان، حق دادخواهی ، حق تابعیت،حق اقامت را نام برد.


نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 1 AM توسط سعیده سرایدار| |


قانون گزاران در اسطوره های ایرانی
نخستین خانوادهای که در میان ایرانیان به حکومت رسیده اند
پیشدادیان نام داشتند که به معنی نخستین قانونگذاران است و پادشاهان این سلسله چون هوشنگ و طهمورث و جمشید و ٿریدون و غیره در نامه های اوستا و نوشته های بجای مانده از زبان پهلوی از اولین قانونگذاران ایران به شمار میروند.

از طرٿ دیگر، چون بنابر نامه
وندیداد زمان پادشاهی جمشید را با دوره نوح برابر میدانند و شرح طوٿان و یخ در زمان جمشید درست شبیه به شرح طوٿان باران و سیل زمان نوح میباشد، بر این اساس پیدایش حقوق را میتوان در ایران به زمان بسیار دوری که تاریخ آن بر ما مجهول است جلو برد.

تاریخ حقوق در ایران را میتوان با تاریخ آریایی ها در این سرزمین و تشکیل نخستین گروه و اجتماع این قوم پیش برد زیرا هیچ اجتماعی بدون قانون دوام و بقایی نخواهد داشت.

بنا بر اسطوره ها ، نخستین کسی که در بین ایرانیان به تدوین و وضع قانون پرداخت شاهزاده اوراخشیه برادر
گرشاسب پهلوان دوره اوستایی است.


نمونه ای از قوانین باستانی ایران

  • اصل عدم عقاب بلا بیان: در نامه ارتخشترای اول به عزرا که مأمور ایجاد تشکیلات قضایی برای اقوام یهود براساس کتاب تورات بوده است چنین آمده است:


برای تمام قوم آن طرٿ رود برای تمام آنها که قوانین خدای تو را میدانند، قضات و مأمورینی معین کن و به آنها که از این قوانین بی اطلاعند ، این قوانین را آموزش بده

عبارت یعنی قضات برای آنکه بتوانند بین اٿراد قضاوت کنند، آنان باید به قوانین آگاهی داشته باشند و این همان اصل عدم عقاب بلا بیان است.

  • مقایسه کارهای خوب و بد مجرم برای تعیین مجازاتها


نکته : منبع: دانشنامه رشد http://daneshnameh.roshd.ir
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 12 PM توسط سعیده سرایدار| |